روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٤٠ - ترجمه
جعل كلّ واحد منهم سبطا حتّى قال هم الأسباط.
جواب چهارم از او آن است كه:اين صفت [١]موصوف [٢]محذوف باشد اثنتى عشرة فرقة ثم،وصفهم فقال: أَسْبٰاطاً أُمَماً ،و اصل كلمه من السّبوطة و هى السّهولة باشد،من قولهم:شعر سبط أى مسترسل.پندارى جماعتى[بودند] [٣]كه هر سبطى از ايشان بر سهولت و مسامحت مىرفتند،و گفتهاند:اشتقاق او از سبط است و آن نوعى است از درخت آن پدر [٤]اعلى را به مثابت درخت كرده است كه فرزندان چو [٥]اغصان و شاخها از او با ديد [٦]آمدهاند.و براى آن دوازده نهاد ايشان را كه[از] [٧]دوازده فرزند يعقوب بودند.و براى آن جدا كرد ايشان را كه رتبت ايشان مختلف بود تا فاضل از مفضول پيدا شود،كما قال اللّه تعالى: وَ جَعَلْنٰاكُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ لِتَعٰارَفُوا [٨]-الآية.
وَ أَوْحَيْنٰا إِلىٰ مُوسىٰ -الآية،و وحى كرديم به موسى چون قوم او از او آب خواستند.و اين«سين»طلب را باشد،و گفتيم او را:[كه] [٩]عصا را بر اين سنگ زن.عطا گفت:سنگى مخصوص بود چهار سوى،از هر جانبى سه چشمه مىآمد براى هر سبطى چشمهاى تا ايشان را با يكديگر خلاف نبود [١٠]،و چنان مىآمد كه بر روى زمين مىرفت و قطرهاى از اين با آن مختلط نمىشد.و انبجاس و انفجار يكى [١١]باشد و آن گشاده شدن آب [١٢]باشد از چشمه.و براى آن تأنيث كرد كه«عين»مؤنّث است لفظا [١٣]حملا على عين الجارحة.
و ابو عمرو بن العلاء فرقى كرد ميان او [١٤]و انفجار،و گفت:«انبجاس»
[١] .اساس:جمله،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٢] .مج،وز،مل،لت:موصوفى.
[٩] [٧] [٣] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٤] .مج،وز،لت:بذر.
[٥] .مل:چون.
[٦] .مج،وز،لت،آج،لب:پديد.
[٨] .سورۀ حجرات(٤٩)آيۀ ١٣.
[١٠] .مج،وز،مل،لت:نباشد.
[١١] .مج،وز+يكى.
[١٢] .اساس:آن،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[١٣] .مج،وز،مل،لت:مؤنث اللّفظ است.
[١٤] .مل:ميان انبحاس.