روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٠ - ترجمه
بازپس استاده بود و در دعاى ايشان نشد،به كناره رفت و گفت:بار خدايا،من تنها آمدهام به تو در حاجتى كه مرا هست،با وفد عاد نهام.قيل بن عير برخاست [١]و گفت:بار خدايا،من نه براى بيمارى آمدهام تا دوا كنم او را و نه براى اسيرى [٢]تا [٣]فديه دهم او را.بار خدايا عاد را بده آنچه خواهى داد و پيش از اين دادهاى!بار خدايا اگر هود پيغامبر است ما را باران ده كه هلاك شديم!خداى تعالى سه ابر پيدا كرد:يكى سپيد و يكى سياه و يكى سرخ،آنگه از ميان [٤]ابر [٥]هاتفى آواز داد و گفت:يا قيل،اختيار كن براى خود و قومت از اين سه ابر يكى!او گفت:ابر سياه اختيار كردم كه آن را آب بيش باشد.منادى آواز داد و گفت [٦]:
اخترت [٧]رمادا رمدا [٨]
لا يبقي من آل عاد احدا
لا والدا يترك و لا ولدا
الّا جعلتهم همّدا
إلاّ بنو اللّوذيّة المهتدي
[٩]
و بنو اللّوذيّه رهط لقيم [١٠]بن هزال بودند و از ساكنان مكّه بودند با خاليان خود،و با عاد نبودند به زمين ايشان و اينان عاد آخر بودند و خداى تعالى بفرمود تا آن ابر سياه را به ايشان راندند به زمين عاد از وادى بر آمد بر ايشان كه آن را مغيث گفتندى.ايشان چون ابر ديدند شادمانه شدند،گفتند:هذا عارض ممطرنا،اين ابرى است كه ما را باران خواهد داد.حقتعالى گفت:خطا كردى [١١]بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِيحٌ فِيهٰا عَذٰابٌ أَلِيمٌ، تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهٰا ... [١٢]،اين آن است كه شما به
[١] .اساس،آج،لب:برخواست،با توجه به مج،وز و رسم الخط رايج تصحيح شد.
[٢] .مج،وز:شترى،مل:شترى.
[٣] .+دو.
[٤] .مج،وز+آن.
[٥] .آج،لب:ابرها.
[٦] .مج،وز+شعر.
[٧] .مج،احترق،وز:اخترق.
[٨] .اساس و همۀ نسخه بدلها رمدا.
[٩] .لت:المعدّى.
[١٠] .اساس و ديگر نسخه بدلها بجز مل:القيم،با توجه به مل تصحيح شد.
[١١] .آج،لب:كرديد.
[١٢] .سورۀ احقاف(٤٦)آيۀ ٢٤ و ٢٥.