روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦١ - ترجمه
آن شتافتى [١]از عذاب.بادى است كه در او عذابى سخت است،هلاك[كند] [٢]هر چيزى را كه بر او گذر كند.اوّل كسى كه آن بديد و بشناخت زنى بود از عاد كه او را مهدد [٣]گفتند.چون اثر عذاب بديد نعره بزد و بيفتاد و بىهوش شد.چون از آن درآمد،او را گفتند:تو را چه بود؟گفت:بادى ديدم در او پارههاى آتش،در پيش آن باد مردانى كه آن را به زمامها مىكشيدند.
عمر بن شعيب روايت كند از پدرش از جدّش كه:چون خداى تعالى باد را فرمود كه برو تا قوم هود را هلاك كنى-يعنى عاد را-خازنان باد گفتند:بار خدايا، از اين باد عقيم چه مقدار بيرون كنيم؟حقتعالى گفت بر سبيل امتحان چندانى كه بينى [٤]گاوى برود.گفتند:بار خدايا،تو عالمترى و دانى كه ما طاقت آن نداريم و آن نگاه نتوانيم داشت [٥]و عالم خراب كند.حقتعالى گفت:چندان كه به انگشترى برود،آن مقدار از باد عقيم رها كردند [٦]،هفت شب و هشت روز پياپى بر ايشان مسلّط شد چنان كه فرمود: سَخَّرَهٰا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيٰالٍ وَ ثَمٰانِيَةَ أَيّٰامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهٰا صَرْعىٰ [٧].بر هرچه گذر كرد آن را هلاك كرد،به مردان و شتران ايشان بگذشتى،با بار گران گرفتى و ايشان را در هوا بردى و بين السّماء و الارض بينداختى و پست كردى [٨].چون چنان ديدند در خانهها رفتند و درها ببستند،باد در آمدى و در و ديوار خانه خراب كردى و ايشان را برگرفتى و در هوا بردى و بينداختى و پست كردى.در چاهها شدند و بنشستند،باد در چاه رفتى و ايشان را از چاه برآوردى و بر زمين زدى و پست كردى،و هود-عليه السّلام-و قومش به صحرا آمدند و حظيرهاى ساختند از كله [٩]،آن باد كه به ايشان رسيدى نرم شدى
[١] .مج،وز،آج،لب:شتافتيد.
[٢] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٣] .مج،وز:ممهدد.
[٤] .مل،لت:به بينى.
[٥] .مج،وز،مل،لت:داشتن.
[٦] .مج،وز،مل،لت:بيرون كردند.
[٧] .سورۀ حاقّه(٦٩)آيۀ ٧.
[٨] .بم،آف،آن:پستى كردى.
[٩] .مل:بساختند از نى،آن:از كلر.