روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٧ - ترجمه
منقسم است به اقسام زمان:ماضى و حال و استقبال[١٩٣-پ].
و براى هريكى حرفى نهادند عرب كه نفى آن فعل به او كنند«ما» نفى ماضى راست و كذلك«لم»و«لا»نفى حال راست و«لن»نفى مستقبل را به اتّفاق اهل لغت.و چون قيامت مستقبل است حال نيست و ماضى،لا بد بايد تا نفى متناول بود او را،و الّا كلمه از فايده بشود.آنگه بازآيند و گويند:
چگونه گفتى كه«لن»نفى مستقبل را باشد [١]و خداى تعالى مىگويد: وَ لَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَداً بِمٰا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ [٢]،ايشان هرگز تمنّاى مرگ نكنند و آنگه در قيامت تمنّاى مرگ مىكنند فى قوله تعالى حكاية عنهم: وَ نٰادَوْا يٰا مٰالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنٰا رَبُّكَ [٣]،اى مالك بگو تا خداى تو جان مرا بردارد [٤].پس تمنّاى مرگ كنند در قيامت با آنكه خداى تعالى نفى كرد از ايشان.اين معنى به«لن»چرا نشايد كه آيت رؤيت همچنين باشد،گوييم:اگر [٥]آيت تمنّا ما را با ظاهر رها كردندى همچنين گفتيمى [٦]،و لكن قرينۀ مخصّص [٧]است اين جا،و آن قوله:
بِمٰا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ [٨] ،گفت با آنچه ايشان كردهاند هرگز تمنّاى مرگ نكنند ترس آن را كه آنجا شوند كه ايشان را بر اعمال جزا كنند پس براى اين قرينه تخصيص عموم وقت كرديم.به دنيا دون آخرت [٩]،و در آيت رؤيت اين مخصّص [١٠]نيست.
دگر آنكه از كجا كه آنان كه اين گويند: وَ نٰادَوْا يٰا مٰالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنٰا رَبُّكَ ، اين جماعت باشند كه خداى خبر داد از ايشان كه تمنّاى مرگ نكنند!چرا نشايد كه جز ايشان گروهى دگر باشند!اين جماعت [١١]مخصوص بودند از
[١] .مج،وز،مل:نفى مستقبل راست.
[٨] [٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٩٥.
[٣] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٧٧.
[٤] .آج،لب،لت+و.
[٥] .مج،وز،مل+در.
[٦] .مج،وز،مل،لت:گفتمانى.
[١٠] [٧] .مج،وز:مخصوص.
[٩] .مل:و از آخرت.
[١١] .مج،وز،لت:چه اين جماعتى.