روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٧ - ترجمه
[ما] [١]ادخلها فيه،اين بيفگند براى آنكه دگر جايها به شرحتر از اين گفت في قوله: وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضٰاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ [٢]،در اين آيت«نزع» گفت [٣]و نزع بعد ادخال بود،و در آن دگر آيت ادخال گفت،و خروج [٤]بىنزع نباشد،پس آنچه گفت و كلام [٥]برآن دليل كرد از كلام بيفگند.
فَإِذٰا هِيَ بَيْضٰاءُ لِلنّٰاظِرِينَ ،«إذا»هم مفاجات است كه گفتيم،يعنى عقب نزع و اخراج سپيدى بود [٦]نورانى براى نگرندگان،و اين نظر تقليب الحدقة الصّحيحة نحو المرئىّ طلبا لرؤيته باشد،نگريد[ن] [٧]به چشم باشد [٨]آنچه ديدنى است،و زجّاج گفت:«إذا»اين جا ظرف مكان است به معنى«هناك»و«ثمّ»،و دگر جايها ظرف زمان باشد،و تقدير كلام آن است كه:فهى بيضاء للنّاظرين هناك،و در«إذا»مفاجات اين تأويل مىگويند [٩]هر جاى.
و موسى-عليه السّلام-اسمرى بود [١٠]شديد السّمرة،چون دست از گريبان برون [١١]كردى با دگر اندامش نماندى ازآنجا [١٢]كه معجز خرق عادت بود كه كس بر الوان قادر نيست مگر خداى-عزّ و جلّ.
قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ ،آن جماعت اشراف و خواصّ فرعون چون هامان و جز او گفتند:اين مردى ساحر و جادوست [١٣]دانا،و تفسير«ملأ»پيش از اين بگفتم.و«قوم»جماعتى باشند كه به كار مردم قيام كنند و به معاونت او برخيزند، براى اين نگويند:قوم اللّه،و گويند:عباد اللّه و حزب اللّه،كه خداى تعالى را به
[٧] [١] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٢] .سوره نمل(٢٧)آيۀ ١٢.
[٣] .آج،لب:نزع يده.
[٤] .كلمۀ«خروج»در اساس خط خورده است در حالى كه در همۀ نسخه بدلها هست.
[٥] .مج،وز،مل:آنچه فحواى كلام.
[٦] .مج،وز،مل:بودى.
[٨] .مج،وز:نگريدن تا ببينند.
[٩] .مج،وز،مل:مىگويد.
[١٠] .مج،وز+و.
[١١] .مج،وز،مل:بيرون.
[١٢] .مج،وز،مل:اين.
[١٣] .مج،وز:ساحرى و جادوى است.