روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٦ - ترجمه
اتّفاق است ما را با ايشان كه كافران را هيچ عملى واقع نباشد تا به چيزى از معصيت محبط شود.چون چنين است هركجا احباط باشد در قرآن محمول بود بر اين وجه،چه اين [١]متّفق عليه است و تفسير قرآن بر وجه متّفق عليه كردن اولىتر باشد ازآنكه بر مختلف فيه.
آنگه بر سبيل تقريع و تنبيه گفت [٢]:كس با ايشان چيزى كرد الّا به واجب و استحقاق به جزا و پاداشت [٣]عمل ايشان؟و آن جزا بود جز برحسب و وفق [٤]كردار ايشان [٥]بر سبيل عدل نه بر سبيل ظلم.
قوله: وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسىٰ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلاً ،حمزه و كسائي خواندند:«من حليّهم»به كسر«حا»و باقى قرّاء به ضمّ«حا»و يعقوب خواند:
«من حليهم»به فتح«حا»و سكون«لام».و حلى اسم جنس باشد واقع بر قليل و كثير و آنكه«حلىّ»خواند به ضمّ گفت جمع«حلى»باشد كثدى و ثدى.و آنكه«حلىّ»خواند به كسر اتباع كرد كسر [٦]را به كسره[١٩٨-ر]،أعنى براى كسرۀ«لام»،«حا»را مكسور كرد.و هم جمع حلى باشد كقوس و قسىّ.
اهل سير گفتند:چون موسى-عليه السّلام-از مصر برون [٧]خواست آمدن [٨]با بنى اسرائيل ايشان را عيدى بود،به آن عيد خواستند رفتن [٩]،به قبطيان آمدند و جمله حلى ايشان به عاريت بخواستند [١٠]و اين معنى بسيار كردندى به حكم آنكه مختلط [١١][بودند] [١٢]با ايشان.حلى خود به عاريت به ايشان دادند.ايشان از
[١] .آف+خبر.
[٢] .مل+قوله هل يجزون إلاّ ما كانوا يعملون.
[٣] .آف:پاداش.
[٤] .اساس،مج،وز،آج،لب،بم،آف،آن:وقف،با توجّه به مل،لت تصحيح شد.
[٥] .اساس،مج،وز،مل،آج،لب،بم،آف،آن:كرد از ايشان،لت:كرد ازيشان.
[٦] .مج،وز،مل:كسره.
[٧] .مج،وز،مل،آج:بيرون.
[٨] .مل:شدن.
[٩] .مل:بيرون رفتن.
[١٠] .اساس:خواستند،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[١١] .اساس:محيط،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[١٢] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.