روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٠ - ترجمه
اين«عشر امثالها»گفت و عشره نگفت با آنكه مثل مذكّر [١]است كه مراد اين بود كه فله عشر [٢]حسنات او عشر [٣]درجات. وَ مَنْ جٰاءَ بِالسَّيِّئَةِ ،بعضى گفتند:شرك است اين سيّئه،و بيشتر مفسّران گفتند مراد همۀ سيّئه است. فَلاٰ يُجْزىٰ إِلاّٰ مِثْلَهٰا ، گفت:هركه سيّئتى آرد،او را الّا مانند آن مكافات نكنند [٤]چه اگر بيش از آن مكافات كنند ظلم باشد و روا بود كه«لام»در حسنه و سيّئه تعريف عهد را باشد و لكن مقصور نبود بر يك حسنه يا يك سيّئه،انّما مراد آن باشد كه بالحسنة المأمور بها على الوجه الّذي امر بها و السّيئة المنهىّ عنها على الوجه الّذى نهى عنها.
معرور بن سويد [٥]روايت كرد از أبو ذرّ الغفّارىّ-رحمة اللّه عليه-كه او گفت مرا حديث كرد الصّادق المصدّق آن راست گوى [٦]كه به او [٧]دروغ نگفتند،يعنى رسول-عليه السّلام-كه او گفت:خداى تعالى
الحسنة عشر او أزيد و السّيّئة واحدة او اغفر فالويل لمن غلبت [٨]آحاده اعشاره و من لقيني بقراب الارض خطيئة ثمّ لا يشرك بي شيئا جعلت له مثلها مغفرة ،گفت:خداى تعالى يك حسنه را ده بدهم يا بيشتر و يك سيّئه را يك جزا دهم يا بيامرزم،پس واى بر آنكه آحاد و [٩]و اعشارش را غلبه كند يعنى سيّئات او حسناتش [١٠]را غلبه [١١]شود [١٢]،و هركس [١٣]كه زمين پر از گناه به من آرد و در آن ميانه شرك نباشد [١٤]،مانند آن مغفرت و آمرزش به او دهم.عبد اللّه عبّاس و عبد اللّه عمر گفتند:اين آيت مخصوص است به اهل بدو و اعراب كه ايشان را معرفت به شرع كمترك [١٥]باشد.
[١] .آن:مذكور.
[٣] [٢] .آج،لب،بم،آف،آن:عشرة.
[٤] .مج،وز:نكند.
[٥] .مل،لت:مغرور بن سويد.
[٦] .مج،وز،مل،لت:راستيگر.
[٧] .مج:با آن،آج،لب:به آن،وز،لت:با او.
[٨] .اساس،آن:غليت،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٩] .وز،مل،آج،لب،لت:او.
[١٠] .مج،وز:حسنات.
[١١] .مج،وز،مل،لت:غالب.
[١٢] .آج،آف:كند.
[١٣] .مج،وز:هركه.
[١٤] .آج،لب:نبود.
[١٥] .مل:كمتر.