روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٧ - ترجمه
لكلّ عامل بطاعة اللّه او معصيته،هر عاملى را كه [١]عملى كند از طاعت و معصيت،درجاتى و منازلى هست و پايههاى[و] [٢]قدرى برحسب آنچه كرده باشد [٣]از خير و شر،و اين حذف براى آن كرد كه فحوى كلام بر او دليل مىكند،و آيت دليل است بر عدل خداى تعالى و آنكه در قيامت با مكلّفان كار به استحقاق كند،و ثواب و عقاب برحسب عمل خواهد دادن،و خداى تعالى غافل نيست ازآنكه [٤]شما مىكنيد [٥].و جمله قرّاء«تعملون»خواندند بتاء الخطاب، مگر ابن عامر كه او«يعملون»خواند بياء خبرا [٦]عن الغائب،و اين بر وجه تهديد و وعيد فرمود تا خلايق بدانند كه[چون] [٧]هيچ از اعمال ايشان بر او پوشيده نيست، و ايشان را برآن جزا خواهد دادن به اندك و بسيار تا [٨]ايشان به صلاح نزديكتر باشند و از فساد دورتر.
وَ رَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ ،حقتعالى در اين آيت خبر داد كه:او غنى و بىنياز است،و خداوند رحمت است و غنيّى [٩]خداى تعالى را و ما را صفت نباشد،بل مرجع او با نفى حاجت باشد،و الغنى عن الشّىء آن باشد كه وجود و عدم آن چيز و صحّت و فسادش به نزديك او يكى باشد،به آن معنى كه او را نقصانى نباشد و زيادتى از آن،آنگه گفت: ذُو الرَّحْمَةِ ؛خداوند رحمت است تا بدانند كه جز آنكه او را حاجت نيست به ما،ما را به رحمت او حاجت است.
آنگه بازنمود كه وجود و عدم خلقان به نزديك او يكى است،اگر خواهد شما را ببرد و از پس شما گروهى دگر را كه او خواهد بيارد،چنان كه شما را بيافريد از فرزندان گروهى دگر [١٠].و«انشاء»خلق باشد بر سبيل ابتداء،و منه انشاء القصيدة
[١] .مج،وز،لب:عاملى كه.
[٧] [٢] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٣] .اساس:باشند،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٤] .مج،وز،مل،لت:از آنچه.
[٥] .لت:مىكنى.
[٦] .اساس:خبر،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٨] .مج،وز،مل:ندارد.
[٩] .مج،وز،غيبى:مل،لب،بم،آف،لت:غنى.
[١٠] .مج،وز،مل:ديگر.