روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٤٥٨ - باب دهم در وقايعى كه به اهل بيت عصمت (ع) بعد از واقعۀ كربلا پيش آمده است
خود خرج نماى. جماعتى كه موكّل آن سرها بودند، هى بر او زدند كه اين چه كار است كه پيش گرفتهاى؟ و از دشمنان والى شام حمايت مىكنى از گرد اين اسيران در شو وگرنه سرت بيندازيم. يحيى را ذوق محبّت دريافته بود خادمان خود را فرمود تا شمشير وى بياوردند و تكبيرگويان بر ايشان حمله كرده پنج تن از ايشان به گشت، عاقبت به درجۀ شهادت رسيد و امروز تربت او به دروازۀ حرّان معروف و مشهور است و تربت يحيى شهيد مىگويند و در آنجا دعا مستجاب مىشود.
در هر دو جهان گر آبرو مىطلبى
به گذر بسر خاك شهيدان غمش
نقل كردهاند كه، چون اين لشكر در اثناى ره به نزديك موصل رسيدند، كسى را به امير موصل فرستادند كه شهر را بياراى و به استقبال ما بيرون آى. و طبقهاى سيم و زر مهيّا ساز تا بر ما نثار كنى و به آمدن ما به منزل تو بر تمام اقران خود مباهات و افتخار كنى، كه سر حسين بن على و فرزندان و برادران و اقربا و دوستان و هواداران او همراه داريم، و اهل و عيال او را نيز مىآوريم امير عماد الدوله كه حاكم موصل بود اهل شهر را جمع كرده صورت را در ميان آورده و گفت: اى قوم زنهار كه بدين سخن تن در ندهيد و در اين قضيّت همداستان نباشيد، موصليان همه اتّفاق كرده نزل و علوفه راست كرده، پيش ايشان بازفرستادند و گفتند آمدن شما به شهر ما مصلحت نيست. پس در يك فرسخى شهر منزلى بود ايشان را در آنجا فرود آوردند و در آن موضع سر امام حسين «عليه السلام» را بر سنگى نهاده بودند و قطرهاى خون از سر مبارك امام بر آن چكيده شد، هر سال روز عاشورا از آن سنگ خون تازه بر دميدى، مردمان از اطراف و جوانب آنجا جمع شدندى و به مراسم مصيبت، قيام نمودندى و همچنين مىبود تا زمان حكومت عبد الملك مروان او به گفت تا آن سنگ را از آن مقام برداشتند و ديگر از آن سنگ كسى نشان نداد، امّا گنبدى در آنجا ساختهاند و آن را مشهد نقطه نام نهادهاند و هر سال ماه محرّم كه درآيد مردم آنجا رفته شرايط تعزيت بجا مىآورند. و شيخ اوحدى رحمه اللّه مناسب نو شدن تعزيت شهدا در هر سالى چند بيت فرموده و بعضى از آن اين است.