روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٤١٤ - باب نهم در رسيدن امام حسين (ع) به كربلا و محاربه شديد او با اعداء
تازيانه زده بود و كينۀ آن جناب در سينه آن شقى مخفى مانده، تا در اين وقت كه عون به ميدان آمد. صالح نام، طالح انجام، به انتقام آن صورت تيغ از نيام كشيده و زبان شوم به فحش و دشنام گشوده، بر عون حمله كرد. عون از كلمات سفاهتآميز او خشم گرفته، به يك طعن نيزه از اسبش درگردانيد برادرش بدر بن يسار كه برادر را بدان خوارى افتاده ديد، به كينه او بر عون حمله كرد و در برابرش آمده خواست كه زبان به فحش بگشايد كه عون او را مجال نداد و نيزه بر دهنش زد كه سر سنان از قفا نمودار شد. عاقبت هزار سوار از ميمنه و هزار سوار از ميسره به چپ و راست وى درآمدند و طعن و ضرب بر او روان كردند و آن سوار نامدار و نقد صاحب ذو الفقار با ايشان به نبرد درآمد و هر سو كه حمله مىكرد دمار از سوار و پياده بر مىآورد، تا زخم بسيار بر وى زدند و به طعن نيزه خالد بن طلحه از مركب درافتاد و گفت: «بسم اللّه و با للّه و على ملّة رسول اللّه!» يا بن رسول اللّه به هوادارى تو در معركه دنيا آمديم و در وفادارى تو به ميدان آخرت رفتيم. «رضوان اللّه عليه» .
گر سرم خاك گشت بر در تو
باد جانا، سعادت سر تو
٦٤. شهادت جعفر بن على:
آنگه برادر ديگر كه جعفر بن على گفتندى، از غم برادران سراسيمه گشته به اجازت امام حسين «عليه السلام» روى به ميدان نهاد و داد مردانگى و جرأت و فرزانگى بداد. و اندك زمانى را از همان شربت كه برادران عزيزش نوشيده بودند جرعهاى نوشيد و به يك چشم زدن در مقعد صدق بديشان رسيد. «رضوان اللّه عليه» .
٦٥. شهادت عبد اللّه بن على:
پس از او عبد اللّه بن على با ديدۀ گريان و سينه بريان پيش پيشواى دو جهان آمد و زبان حالش مىگفت:
اى غمت تخم شادمانيها
وصل تو اصل كامرانيها
مىروم كوههاى غم بر دل
مىبرم از درت گرانبها