روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٥٧ - باب چهارم در بعضى از احوال سيّدة النّساء فاطمة زهرا (عليها السلام)
خود پشيمان شده كفر را بگذاشت و مسلمان شد اين همه تضرّع بايستى كرد تا حق سبحانه از او خشنود گردد آن ستمكاران كه جگرگوشۀ مصطفى و نور ديدۀ زهرا را به زهر قهر هفتاد و دو پاره ساختند، و فرزند پسنديده مرتضى را به تيغ بيدريغ با هفتاد و دو تن در بوتۀ كرب و بلا به پرداختند تا حال ايشان چگونه خواهد بود؟
اى كمر بسته به خونريزى اولاد رسول
هيچت آخر ز خداوند جهان شرم نبود
هيچ انديشه نكردى كه رسول ثقلين
از پى حرمت ايشان، چه وصيّت فرمود
آه از آن دم كه كند فاطمه، از جور تو داد
مصطفى بر تو غضبناك و على، خشمآلود
اكنون به ذكر بعضى از مناقب فاطمه مىپردازيم: در اخبار وارد شده است كه حذيفة بن اليمان (رضى اللّه عنه) گفت: مادرم پرسيد كه چندگاهست كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله را نديدهاى؟ گفتم چند وقت است مادر مرا خوارى كرد و دشنام داد گفتم بگذار تا بروم و با آن حضرت صلى اللّه عليه و آله نماز شام بگزارم و از براى تو و خود التماس كنم كه طلب آمرزش نمايد دستورى داد برفتم و با حضرت رسول (صلوات اللّه عليه) نماز شام و خفتن گزاردم چون از نماز فارغ شد برخاست و متوجّه حجرۀ طاهره شد، من هم از عقب آن حضرت روان گشتم ديدم كه در راه شخصى او را پيش آمد و به طريق مسّاره با وى سخنى گفت و غايب شد باز آن سرور روان شد و من از پى او مىرفتم آواز پاى مرا شنود فرمود اين كيست؟ حذيفۀ است؟ گفتم آرى پرسيد كه حاجت تو چيست؟ گفتم آنكه براى من و مادر من آمرزش طلبى فرمود «غفر الله لك و لأمك» پس گفت اين شخص كه مرا در راه پيش آمد ديدى؟ گفتم آرى يا رسول اللّه فرمود كه ملكى بود كه هرگز پيش از اين به زمين نيامده بود از حضرت پروردگار خود دستورى خواسته كه بر من سلام كند و بشارت دهد مرا كه فاطمه سيّده زنان اهل بهشت و حسن و حسين سيّد جوانان اهل بهشت خواهند بود» .
و در حديث انس بن مالك آمده است كه: حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله فرمود: «بس است تو را از زنان عالميان يعنى از آنها كه به سمت مناقب و معالى آراستهاند مريم بنت عمران و خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت محمد و آسيۀ زن فرعون بنت مزاحم» .