روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٨٧ - باب اول در ابتلاى جمعى از انبياء عليهم التحيّة و الثناء
اهل شام صورتى پيش برد كه رقم آن بر صحيفه روزگار مسطور خواهد ماند چنان چه در تاريخ آن حضرت مذكور است و اين شاهزاده عالى مقدار را نيز خلّد دولته همت بلند و نهمت ارجمند بر همان انتقام مصروف است [١]و عنان عنايت به صوب دفع جمعى از بقيه و تتمّه ظلمه معطوف است.
ميسّر بادش اين دولت به توفيق خداوندى.
در عيون الرضا خبرى ايراد فرموده كه مضمونش مشعر است بر آن كه تا مهدى آل محمد صلى اللّه على النبى و عترته و ذريته قتله حسين را به قتل رساند پس هنوز انتقام اين خون ناحق باقى است تا خروج مهدى اى عزيز دلهاى امّتان از خيال اين خون به ناحق ريخته دردى دارد كه جز گريه آن را دوائى نيست و سينههاى دوستان از انديشه اين واقعه هائله جراحتى يافته كه جز ناله آن را مرهم و شفائى نى.
اين چه زخم است كه جز ناله ندارد مرهم وين چه درد است كه جز گريه ندارد درمان عظّم اللّه أجورنا بمصاب الحسين و رزقنا يوم القيامة شفاعة جدّه محمّد سيّد الكونين عليه صلوات رب الثقلين.
[١] نيامد و مسلمان شيعى مذهب بود اسلام را تقويت مىكرد بر خلاف چنگيز خان اما چنان سنگدل بود كه مانند او انسانى بدين صفت نقل نكردند چون هيچ فاتحى نظير آنچه او در اصفهان و دهلى و دمشق و غير آن كرد، نكرد و درباره دمشق گويد شاميان با لشكر او مقاومت كردند ناصر بن برقوق پادشاه مصر را براى مقابله با تيمور خواستند او به دمشق آمد اما توانائى مقابله با تيمور در خويش نديد شبانه بگريخت و تيمور با شام چنان كرد كه با هيچ شهر نكرده بود) و كاشفى در اينجا اشاره به قصّه تيمور مىكند در شام و بخاطر دارم كه در طهران شبيه و باصطلاح خود ما تعزيه امير تيمور نشان مىدادند براى انتقام از خون شهداى كربلا گرچه تفاصيل شبيه را بياد ندارم امّا بىشك آن نيز مانند ساير نكات تعزيهدارى مأخذش كاشفى و روضة الشهداست. (شعرانى)