روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٤٤٦ - باب دهم در وقايعى كه به اهل بيت عصمت (ع) بعد از واقعۀ كربلا پيش آمده است
كه از آن موضع، درختى بزرگ رسته است و ميوهها بار آورده بس بزرگ: «بوى آن چون بوى عنبر، طعم او چون طعم شير»
اگر گرسنه بخورى سير شدى، و اگر تشنه تناول كردى سيرآب گشتى و اگر بيمار خوردى به صحّت پيوستى و هر شتر و گاو و گوسفند كه برگ آن، بخوردى، شير وى بسيار شدى، و ما آن را شجرۀ مباركه نام نهاده بوديم. از همۀ باديهها براى شفاى بيماران به سوى ما مىآوردند و از ميوۀ آن فرا مىگرفتند. يك روز بامداد درآمديم. ميوههاى آن ريخته و برگهاى آن زرد شده بود. فزع بسيار كرديم. ناگاه خبر وفات حضرت رسالت «صلّى اللّه عليه و آله» رسيد و بعد از آن ميوه مىداد امّا اندك. و چون ازين واقعه سى سال گذشت. روزى بامداد آمديم ديديم كه از بيخ تا شاخ وى همه خار بار آورده است و ميوههاى آن فرو ريخته ناگاه خبر قتل حضرت امير المؤمنين «على عليه السلام» رسيد. بعد از آن درخت ديگر ميوه نداد. امّا از برگ وى نفع مىگرفتيم و بيماران از آن شفا مىيافتند. تا يك بار از ساق آن خون خالص روان شده بود و برگهاى وى پژمرده گشته، گفتيم آه! اين نوبت حادثۀ عظيم واقع شده است. چون شب درآمد آواز نوحه و زارى از زير درخت مىشنيديم و كسى را نمىديديم، در ميان آنكه ما ملول و مغموم و محزون بوديم، ناگاه خبر مقتل امام حسين «عليه السلام» به ما رسيد، بسيار به گريستيم و جزع كرديم و به مراسم مصيبت قيام نموديم.
اين زمان محنت است اى دل دمى خرّم مباش
خونگرى در ماتم آخر، از درختى كم مباش
امّا راويان اين خبر جانسوز، و ناقلان اين اثر غم اندوز، چنين آوردهاند كه: چون صورت واقعه شاه شهيدان روى نمود و زمانۀ بىوفا درهاى كرب و بلا بر روى تشنگان كربلا، يعنى مخدّرات آل عبا، بدست جور و جفا بگشود. لشكر حوادث از كمينگاه غدر و حيله بيرون آمده كمان عناد به زره كردند. تيرهاى جگر شكار و تيغهاى زهر آب دار، بر آن نهاده روى به سر خيل ابرار و نقاوۀ اهل بيت سيّد اخيار آوردند.
درياى فتنه موج زد و دشمنان چو سيل
خود را بر آن امام وفادار ريختند
پرهاى بلبلان سخن گوى سوختند
خونهاى طوطيان شكر خوار ريختند