روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٣٧٤ - باب نهم در رسيدن امام حسين (ع) به كربلا و محاربه شديد او با اعداء
٢١. شهادت مالك بن انس بن مالك:
بعد از او مالك بن انس بن مالك، به دستورى مالك ممالك ولايت [١]بيرون آمده، در برابر عمر سعد بايستاد و گفت اى عمر! اگر سعد وقاص بدانستى كه روزى از تو اين حركت صادر خواهد شد، به دست خويش سرت را بازبريدى و عالم را از ننگ وجود ناپاكت بازخريدى. عمر سعد از اين سخن منفعل و خجل گشته، بانگ بر سپاه خود زد كه مبارزى بيرون فرستيد، تا او را خاموش گرداند و به دغدغه كار زار سخن حسب و نسب بر او فراموش سازد. مرد بيرون مىآمد و مالك در دركه مهالك مىافكند و صبح اقبال شاميان را به شآمت ادبار تيره مىساخت تا به سعادت شهادت رسيد.
٢٢. شهادت عمرو بن مطاع
بعد از او عمرو بن مطاع الجعفى، از عقب وى روى به ميدان نهاد و رجزى به زبان فصيح و بيان مليح ادا كرد و به كارزار مشغول شده بر اعادى كارزار مىكرد و به هر طرف كه تيغ مىراند، اثرى از آدمى نمىماند. چندان كوشش نمود كه رخت به سراى آخرت كشيد و به عزّ شهادت فايز گشته به ياران گذشته رسيد «رضوان اللّه عليه» هر زمان يار دگر بار سفر مىبندد در شادى به دل غمزده در مىبندد
٢٣. شهادت قيس بن منبه
راوى گويد، كه بعد از عمرو بن مطاع، قيس بن منبه چون شير شكارى و پلنگ كوهسارى روى به ميدان نهاد و رجزى آغاز كرد كه ترجمۀ بعضى از أبيات آن اين است:
[١] -گرچه مؤلف به ظاهر از اهل سنت بود اما دور نيست به ولايت ائمه ما معتقد باشد و به ولايت آن حضرت در جاى ديگر اين كتاب هم تصريح كرده است و در مذهب شيعه اماميه اثبات امام معصوم براى دفع شبهات و بيان مجملات دين مىكنند و ناچار بايد قول و فعل و تقريرش حجت باشد يعنى نه در گفتار و رفتار سهو و خطا كند و نه در سكوت بر خطاى مردم و خطاى ديگران هم به روى آشكار باشد و نسبت اشتباه و خطا به امام در معنى خروج از مذهب شيعه است به مذهب ناصبيان اما اهل سنت همه منكر ولايت ائمه نيستند (شعرانى) .