روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٣٥١ - باب نهم در رسيدن امام حسين (ع) به كربلا و محاربه شديد او با اعداء
و حرّ خود را به لشكر دشمن زده حرب مىكرد. تا نيزۀ او در هم شكست پس تيغ آبدار را بركشيد و هر خاكسارى را كه بر فرق مىزد تا سينه مىشكافت و هر كه را بر ميان مىزد دونيم مىكرد گاهى حمله بر ميمنه كرده، شور از لشكريان برمىآورد و گاهى متوجه ميسره شده، جمع ايشان را پريشان ساختى و بدينسان كارزار مىنمود تا خود را نزديك علمدار لشكر عمر سعد انداخت و خواست كه علمدار را با علم دونيم زند. كه شمر بانگ بر لشكر زد. كه گرداگرد وى فروگيريد و نگذاريد كه از ميان شما بيرون رود به يك بار، لشكر حمله كرده غلبه كردند و از اطراف و جوانب زخم بر وى زدن گرفتند او حرّ در ميان آن گروه مىجوشيد و مىخروشيد و مردانه مىكوشيد كه به ناگاه قسورة بن كنانه نيزهاى بر سينۀ حر زد كه درو جاى گرفت حر گرم حرب بود. چون زخم خود را در نگريست و قسوره را ديد كه ضرب زده بود و خود (كلاه) از سرش جدا شده شمشيرى بينداخت بر فرق قسوره كه تا سينهاش بشكافت قسوره از اسب درگذشت و حر نيز از مركب درافتاده نعره زد كه يا بن رسول اللّه أدركنى مرا درياب، امام حسين مركب درتاخت و حر را از ميدان دشمنان در ربوده به پيش صف لشكر خود آورد پس پياده شده و به نشست و سر حر بر كنار نهاده به آستين گرد از رخسار وى پاك مىكرد حرّ را رمقى مانده بود ديده باز كرد و سر خود را در كنار حضرت امام حسين ديد تبسّمى فرمود و گفت يا ابن رسول اللّه از من راضى شدى امام «عليه السلام» فرمود كه من از تو خشنودم، خداى از تو راضى باد! حرّ از اين بشارت شادمان شده نقد جان به جانان نثار نمود.
برين مژده گر جان فشانم رواست
كه اين مژده آسايش جان ماست
امام حسين «عليه السلام» از براى حرّ به گريست. و اصحاب آن حضرت نيز بر او گريه كردند. و حاكم خثعمى آورده، كه امام «عليه السلام» در مرثيۀ حر سه بيت فرموده است يكى از آن اين است.
لنعم الحرّ حرّ بنى رياح
صبور عند مختلف الرّياح
ابو المفاخر آورده كه:
خوشا حر فرزانۀ نامدار
كه جان كرده بر آل احمد نثار