روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٢٥ - باب اول در ابتلاى جمعى از انبياء عليهم التحيّة و الثناء
باب اول
در ابتلاى جمعى از انبياء عليهم التحيّة و الثناء
نخست ابو البشر آدم صفى (عليه السلام)
آن روز كه آب و خاك بر هم زدهاند
بر طينت آدم، رقمِ غم زدهاند
خالى نبود آدمى از دردُ و بلا
كان ضربت اوّلين بر آدم زدهاند
هنوز آدم صفى از كتم عدم، به فضاى وجود نيامده بود كه ملائكه زبان طعن بر آدميان گشادند و به فساد و خونريزى ايشان گواهى دادند و بعد از آن كه عزرائيل به حكم ملك جليل، از همه اجزاى زمين يك قبضه خاك برداشته در بطن نعمان به ريخت حق سبحانه قطعه سحاب پاك را بر بالاى آن قبضه خاك چنان تعيين فرمود كه چهل روز بر آن خاك به بارد و به هيچ نوع سايه از سر آن برندارد آن سحاب به فرمان رب الأرباب سى و نه صباح از درياى اندوه آب برداشته بر خاك آدم مىباريد تا آن خاك به آب و غم و عنا گل شد.
خاك آدم را به آب غم مخمّر ساختند
پس درو درد و بلا را جا مقرّر ساختند
روز چهلم از بحر شادى آب بر گرفته قطرهاى چند بر آن خاك افشاند گوئيا كثرت هموم و غموم آدميان و قلّت نشاط و انبساط ايشان بدين سبب است چنانچه فرمودهاند.