روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٩٨ - باب پنجم در بعضى از اخبار و حالات على (ع) از ولادت تا هنگام شهادت
مقصود من كه خشنودى معبود من است حاصل آيد حضرت رسالت فرمود: كه «يا ابن ابى طالب الا انّ ذلك لك» اى پسر ابو طالب آنچه مقصود تو بود يافتى و بدانچه مىجستى واصل شدى، و قضيّۀ روزه و ايثار او و أهل بيت او طعام خود را از مضمون آيۀ «وَ يُطْعِمُونَ اَلطَّعٰامَ عَلىٰ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً» [١]بر همۀ عالميان واضح است.
أمّا زهادت مرتضى على در ترك دنيا و ترتيب اسباب أمور عقبى و توجّه به أنوار مشاهدۀ صفات حضرت مولى درجه قصوى داشت، چنانچه جابر انصارى (رضى اللّه عنه) فرموده: كه نديدم در دنيا زاهدتر از على بن أبي طالب، كه مطلقا ديدۀ همّت از متاع فانى دنيا فرو بسته بود، و بر مرصد رياضت مترصّد شهود «تجوع ترانى» نشسته. در أخبار آمده است كه مدّتهاى مديد سه روز متوالى از نان جو سير نخورده بود و مىفرمود: «حسبى من الطّعام ما يقيم ظهرى» بس است از طعام مرا آن مقدار كه پشت مرا راست دارد و از عبادت پروردگار من مانع نيايد، آوردهاند كه در زمان خلافت روزى به بيت المال درآمد و در آنجا زر و نقرۀ بسيار جمع آمده بود آنها را نگاه كرده زمانى نيك تأمل فرموده آنگاه گفت: «يا صفراء و يا بيضاء غرّيا غيرى» اى زر زرد رخسار و اى نقرۀ سفيد عذرا غير مرا غرور دهيد و جز مرا بفريبيد كه من فريفتۀ جلوۀ دلفريب و شيفتۀ شيوۀ شيرين شما نمىشوم، و بدرستى كه من شما را سه طلاق دادهام كه رجعت به آن محالست و دست تصرّف به دامن وصال شما رسانيدن بزه و وبال.
چگونه عشوۀ دنيا مرا فريب دهد
چو من بديدۀ همّت در آن نمىنگرم
چو گرد خرمن من خوشه چين بود پروين
سزد كه مزرع دنيا به نيمجو نخرم
أمّا كرامات وى از حدّ و حصر بيرون است و از حيّز شمار و حساب افزون. در شواهد آورده كه به روايات صحيحه ثابت شده است كه: چون پاى مبارك به ركاب مىنهاد افتتاح تلاوت قرآن مىكرد، و چون پاى ديگرش به ركاب مىرسيد و به روايتى بر بالاى مركب راست مىايستاد ختم تمام مىفرمود.
[١] -سوره الأنسان، آيه:٣.