روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٢٩ - باب سوم در رحلت حضرت سيّد المرسلين عليه أفضل صلوات المصلّين
در مقتل نور الائمّه خوارزمى آورده كه وقتى حسين با كودكان در محلّهاى از محلات مدينه بازى مىكرد و خواجه عالم (صلى اللّه عليه و آله و سلم) از گوشهاى درآمد و قصد كرد تا حسين را به گيرد حسين در ميان كودكان مىگريخت و خواجه از پى او مىتاخت و او را به چپ و راست مىانداخت حضرت گفت حسينا اين چه گريزپائيست حسين گفت شاها نميگريزم ترا به جست و جوى آرم معشوق كه از جوينده گريز مىكند نه فكر پرهيز مىكند بلكه عاشق را در طلب خود تيز ميكند.
القصّه خواجه عالم او را بگرفت و تنگش در كنار كشيد و دست دعا برآورد كه اللّهم إنى أحبّه فأحبّه و احبّ من يحبّه! بار خدايا من حسين را دوست مىدارم تو هم او را دوست دار و دوست دار كسى را كه دوست دارد او را در آن ساعت از عالم غيب پيام رسيد كه اى حبيب من! اين جگرگوشه تو بر تابه گرم كربلا بريان خواهد شد و آب ازين ريحانه گلشن نبوّت بازخواهندگرفت و بر درگاه ما لب تشنه دوست دارند و در راه ما رخسارۀ به خونآلوده طلبند مقرّبان ما سوگند به سرهاى بريده محبان خورند لا جرم او و پدر و برادر او به سعادت شهادت بدرگاه ما خواهند آمد «علىّ بضربة و حسن به بشربة حسين بحربة» .
آن يكى را ضربت تيغ بلا بر فرق سر
و آن دگر را شربت زهر عنا در كام دل
ديگرى با حلق تشنه خورده تيغ آبدار
خاك دشت كربلا از خون پاكش گشته گل
آوردهاند كه در ايام منا در حجّة الوداع سورۀ كريمه إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اَللّٰهِ فرود آمد حضرت رسول (صلى اللّه عليه و آله) به جبرئيل گفت: اى برادر! گوئيا كه مرا خبردار مىگردانند كه از اين عالم مىبايد رفت. جبرئيل گفت يا رسول اللّه و للآخرة خير لك من الأولى هرآينه عالم بقا تو را بهتر است از دار فنا آن حضرت بعد از نزول اين سوره در كار آخرت بيشتر جلد و جهد مىفرمود و كلمات سبحانك اللّهم اغفر لي انّك انت التوّاب الرحيم تكرار مىنمود گفتند يا رسول اللّه! چونست كه اين كلمات را بسيار مىگوئى؟ فرمود كه بدانيد و آگاه باشيد كه مرا به عالم بقا خواندهاند و در گريه شد گفتند اى سيّد سرور از مرگ مىگريى و به تحقيق كه آمرزيده است حق سبحانه تعالى گذشته و آيندۀ تو را فرمود كجاست هول اطّلاع بر فوت و تنگى قبر و تاريكى لحد و احوال قيامت.