تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٩ - نظريه يكم
به نظر مى رسد كه براى تصور هدف خلقت بايستى از نظريه فارابى و ساير نظريات مزايايى را انتخاب كرده و ميان دو هدف ( هدف خداوندى و هدف موجودات ) مغايرتى را بپذيريم .
به اين بيان كه خداوند متعال به مقتضاى فياضيت مطلقهاى كه دارا است ، هر چه كه شايستهء فياضيت او است ، صورت مى دهد و بخل و امساك نمى ورزد ، از طرف ديگر محصول اين افاضه و عنايت جهان موجودات است كه در مجراى هستى قرار گرفته و روابط و هدفهاى متعدد و متنوع و نتايج فراوان در پيش مى گيرد .
مثلًا جهان هستى حقايق و روابط منظمى به خود مى گيرد و مى تواند منعكس كنندهء عظمت آدمى شود و انسانها مى توانند راه كمال و رشد را در پيش گيرند و به حد اعلا يا متوسط و يا به حد اقل اعتلا برسند . همهء اين روابط و نتايج و هدف گيرىهاى انسانى در همهء شئون و صور خود به استثناى جنبهء روانى انحرافى كه انسان تبهكار در مقابل امر خلقت و دستور خلاقش مرتكب مى شوند ، همه و همه در حال عبادت خداوندى بسر مى برند كه - « وما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون » براى روشن شدن اين نظريه و تفكيك ميان علت به وجود آمدن شيئى از هدفى كه شيئى پس از به وجود آمدن مى تواند آن را تعقيب كند ، مثالى از درون انسان مى آوريم :
ساختمان مغزى يا مقتضاى من انسانى يا روح و شخصيت ما . ( مقصود موجوديت انسانى انسان است ، هر تعبير كه مناسب بوده باشد ، مى توان در اين مورد به كار برد ) .
اين است كه فعاليت مثبت و شايسته انجام بدهد اين فعاليت گاهى به صورت انديشه است ، گاه ديگر به صورت اراده ، زمانى شكل كنجكاوى دارد ، زمان ديگر به صورت تجسيم در مى آيد . . . همهء اين فعاليتها با تمام اختلاف در ماهيت