تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٣ - آمدن نايب ميان بازار و خريدارى كردن صندوق را از جوحى
آيه
روايت
توضيح
((٤٥٣٧)) هر زمان صندوقيى اى ناپسند هاتفان و غيبيانت مى خرند اين يقين ميدان كاسير و بنده اى زان كه در صندوق غمها مانده اى بند هر چه گشتهاى از نيك و بد هر يكى بر تو چو صندوقيست شَد تا نگردى زاين همه آزاد تو كى شود اى جان ز غم دلشاد تو
آيه « إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ ٨٩ : ١٤ . » (١) ( به تحقيق خداى تو ديده بان است . ) روايت ابن الحجاج عن ابى الحسن ( موسى بن جعفر عليهما السلام ) فى الرجلين يتسابان ؟ قال البادى منهما اظلم و وزره على صاحبه ما لم يعتذر الى المظلوم . ) (٢) ( ابن الحجاج از موسى بن جعفر عليهما السلام روايت كرده است كه دو مرد بيك ديگر فحش و ناسزا مى گويند ؟ فرمود : كسى كه شروع به ناسزا گفتن كرده است ، ستم كارتر است . و گناه طرف ديگر هم به گردن او است . مادامى كه از مظلوم پوزش نطلبد ) .
توضيح - جملهء و وزره على صاحبه اشتباهى در بر دارد كه مسلما از راوى و يا از نسخه است ، زيرا به طور قطع مقصود امام اين است كه گناه دومى هم به گردن آغاز كنندهء ناسزا گويى است ، در صورتى كه ظاهر جمله مى رساند كه گناه او به گردن طرف ديگر است .
(١) سوره الفجر ، آيهء ١٤ . .
(٢) مكاسب ، انصارى ، ص ٣٢ . .