تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠٦ - اگر جايگاه حيات آدمى و چشم انداز او تنها طبيعت گسترده در ديدگاهش بوده باشد و بس ، تمام تحولات او گر چه در نظرش نمايش كمال داشته باشد ، باز جز انتقال از يك طرف قفس در بسته ، به طرف ديگر آن قفس ، نتيجهاى نخواهد داشت
آن موقعيت شگفت انگيز كه انسان امروز در قرن بيستم آورده است ، اگر در قرون گذشته از خيالش خطور مى كرد و به او مى گفتند : دورانى فرا مى رسد كه ارتباط انسان با انسان و روابط او با طبيعت به چنين و چنان اعتلا و پيشرفت موفق مى گردد ، يقيناً شنوندهء اين نويد بهشتى اگر باور مى كرد اگر از خوشحالى سكتهاى به زندگانىاش خاتمه نمى داد ، بدون ترديد اين مفاهيم در نظرش قطعى بود :
١ - آن روز ديگر بشر به هيچ اشتباهى دچار نخواهد گشت ٢ - در آن روز ايده آل گرسنه و برهنهاى در روى زمين پيدا نخواهد شد ٣ - كيفرها و ميله هاى زندانها تنها در كتابهاى لغت باستانى قابل ديدن خواهد بود .
٤ - بد خواهى و كينه توزى و سياه و سفيدى و حرص و حسد از كرهء خاكى رخت بر بسته ، مردم كرهء زمين به موجودات ما فوق فرشته تبديل خواهند گشت ٥ - اصطلاحات وطن و نژاد و قاره و بلوك مانند اصطلاحات غول بيابانى و عنقا و قاف تنها در موقع مطالعه و بررسى دورانهاى ما قبل تمدنها مطرح خواهد شد ٦ - در آن روز طلايى تمام افراد بشرى به آفتاب و ستارگان با نظر عشق و محبت خواهند نگريست كه چنين زندگانى بهشتى را براى آنان آماده مى كنند ٧ - محبت و عشق به انسانها به حد نصاب خود خواهد رسيد ، تا آنجا كه « سقراطها » و « ابوذرها » آدمهاى ابتدائى به نظر جلوه خواهند كرد ٨ - كسى كه نامى از ( ماكياولى ) و فلسفه او در آن روز به زبان بياورد ، هرگز باور نخواهند كرد كه چنين شخصى با چنان فلسفهاى وجود داشته است اضافه خواهند كرد كه هر كس مى گويد : دو نفر به نام ماكياولى و قيصر « بورژيا » در تاريخ انسانى وجود داشته است ، يقيناً نظر توهين به نام مقدس انسانى دارد و كيفر