تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٨ - رسيدن آن شخص به مصر و بيرون آمدن به كوى در شب به جهت شبكوكى و گدايى و گرفتن عسس او را و مراد او پس از رنج حاصل آمدن و عسى ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم ، ان مع العسر يسرا و قوله صلى الله عليه و آله اشتدى ازمة تنفرجى و جميع القرآن و الكتب فى تقرير هذا
آيه
روايت
تفسير ابيات
((٤٢٧٠)) انبهى از توست و از ياران توست وا نما ياران زشتت را نخست
((٤٢٧١)) ور نه كين جمله را از تو كشم تا شود ايمن ز شر هر محتشم
((٤٢٧٢)) گفت او از بعد سوگندان پر كه نيم من خانه سوز و كسيه بُر
((٤٢٧٣)) من نه مرد دزدى و بىداديم من غريب مصرم و بغداديم
آيه « وَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ » ٢ : ٢١٦ . (١) ( و شايد شما از چيزى كراهت داشته باشيد و آن مكروه خير شما باشد ) .
« إِنَّ مَعَ اَلْعُسْرِ يُسْراً ٩٤ : ٦ . » (٢) ( به تحقيق دشوارىها ، آسانىها در دنبال دارد . ) روايت « عن النبى صلى الله عليه و آله : اشتدى ازمه تنفرجى . » (٣) ( اى سختى و قحطى ، به شدت بگراى تا برطرف شوى . ) تفسير ابيات آن فقير با اين انديشه بيرون آمد و به اين سو و آن سو مى رفت . گاهى شرم و وقارش از سؤال مانع مى شد و گاه ديگر گرسنگى به سؤال كردن وادارش مى ساخت . تا يك سوم از شب گذشته ، پايى پيش و پايى پس مى گذاشت و در ترديد بود كه آيا از مردم چيزى بخواهم يا به محرومى صبر كنم ؟ ناگهان عسس گريبانش را گرفته ، بىباكانه چوبها بر وى نواخت . زيرا اتفاقا در آن شبهاى تاريك ، مردم شهر از دزدان ضررها ديده بودند . شبهاى خوفناك و سختى بود و عسس با تمام جديت به جستجوى دزدان پرداخته بود . تا آنجا كه خليفه دستور داده بود كه دست دزد را ببريد ، اگر چه از خويشاوندان من بوده باشد . پادشاه
(١) سوره البقره ، آيهء ٢١٦ . .
(٢) سوره الانشراح ، آيهء ٦ . .
(٣) نهايه ، ابن اثير ، ج ١ ص ٣٠ . .