تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٤ - تفسير ابيات
دوستان رميدهاى ؟ مدد كار گفت : آرى ، خواب سوداناكى ديده و در دل شب آفتابى را ديدهام .
ديشب خواجهء بيدار را كه جان براى لقاء الله سپرده است ، در عالم رؤيا ديدهام . در خواب ديدم آن خواجهء بر آورندهء آرزوها و آن خواجه را كه از امر خداوندى يك مانند هزار بود . . . بدين نحو -
((٣٥٦٥)) مست و بىخود اين چنين بر مى شمرد تا كه مستى عقل و هوشش را ببرد
سپس در كف خانه افتاد و مردم انبوه به بالينش جمع شدند . مددكار بار ديگر به خود آمد و گفت اى درياى خوشىها ، اى خداوندى كه هوشها در بىهوشى به وديعت نهاده و بيدارىها در خواب نهادهاى و دلدارى را به بىدلى بستهاى ، اى خداوندى كه در ذلت فقر ، دولت بخشى پنهان نموده و در زنجير نيازمندى طوق بىنيازى بستهاى . در جلوه گاه مشيت بىچونت -
((٣٥٧٠)) ضد اندر ضد پنهان مندرج آتش اندر آب سوزان مندمج
((٣٥٧١)) روضهاى در آتش نمرود درج دخلها رويان شده از بذل و خرج
طبق اين اصل است كه پيامبر مصطفى صلى الله عليه و آله فرموده است : سود در مسامحه و ضرر در سخت گيرىها است . هيچ مالى به جهت اخراج صدقه كاسته نشد ، زيرا خيرات بيك ديگر پيوسته است . پرداخت زكات مال را مى افزايد ، چنانكه نماز از فحشاء و منكرات باز مى دارد . زكاتى كه مى دهى پاسبان كيسه ات خواهد بود و نمازت شبان نگه دارنده از گرگان .
ميوه هاى شيرين در شاخ و برگ پوشيده است آنچنانكه زندگى جاويدان در مرگ . روييدنىها از خاك بر مى آيد و قوت آدمى مى شود و سپس به صورت كود به خاك بر مى گردد و بار ديگر ميوه ها به وجود مى آورد . در ذات نيستى ( ماوراى كالبد مادى يا پشت پردهء طبيعت ) موجودى نهفته و در خميرهء انسان سجده كننده جان پيوسته به شعاع الهى پنهان شده است كه قابل سجده شدن است . چونان ظاهر آهن و سنگ جامد تيره و تاريك ، كه