تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٦ - نظريه يكم
ميان هدف خداوند در بوجود آوردن موجودات و هدفى كه موجودات بايد به آن برسند ، كار غلطى است ، زيرا در كار خلقت كه يك كار است تصور دو گونه هدف خلاف منطق و وجدان است . ولى به نظر ما اين اعتراض معلول نگاه سطحى به مسئلهء آفرينش است و اگر دقت بيشترى انجام بدهيم ممكن است تفكيك مزبور را صحيح تلقى كنيم . براى توضيح اين تفكيك يك نگاه اجمالى به سه نظريه كه در بارهء هدف خلقت انسان و جهان گفته شده است مى اندازيم :
نظريه يكم - مى گويد : بحث از هدف و حكمت و فلسفهء آفرينش موجودات چه انسان و چه غير انسان بحث بيهوده ايست زيرا خداوند متعال بالاتر از آن است كه انگيزه كارش خارج از وجودش باشد ، چنانكه بالاتر از آن است كه علتى بر اصل وجودش تصور شود . زيرا فياضيت مطلقهء الهى است كه مقتضى به وجود آمدن موجودات و انسانها گشته است . اين نظريه از فارابى ( ابو نصر محمد بن محمد بن طرخان بن اوزلغ ) مورد قبول گروهى از فلاسفه و عرفا گشته است . عبارات فارابى در اين مطلب چنين است : « و به وجود آمدن آن چه كه از او به وجود مى آيد ، مستند به فيض وجود خداوندى است . . . بنا بر اين چيزى كه از خدا به وجود مى آيد نمى تواند علت و غايتى بر وجود خداوندى بوده باشد . . . هستى موجود اول ( خداوندى ) براى وجود ديگرى نيست و همچنين آلتى براى صدور چيز ديگر نيست ، تا هدف از وجود خدا صدور ساير موجودات بوده باشد . [١] در جاى ديگر نيز مى گويد :
« همهء موجودات عالم هستى از ذات خداوند متعال صادر مى شود و صدور موجودات از او به مقتضاى ذات او است كه منافاتى با ذات او ندارد . و هر چيزى كه با ذات فاعل منافاتى ندارد و خود فاعل هم مى داند كه او است به وجود آورندهء آن چيز ، آن موجود مقصود و مراد او مى باشد و نيز خداوند عاشق ذات خويشتن
[١] آراء اهل المدينة الفاضلة ، محمد بن محمد بن طرخان فارابى ، چاپ ليدن ، ص ١٥ . .