تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٩ - بريده باد پنجه و ناخن آن انسان كه خود طبيعىاش مالك سرنوشت او است ، كه همهء مكتبها و اقدامات انسانى تاريخ بشرى را مى خراشد و متلاشى مى سازد
((٤٧٩٤)) مر بشر را خود مبا جامهء درست چون رهيد از صبر در هين صدر جست
((٤٧٩٥)) مر بشر را پنجه و ناخن مباد كاو نه دين انديشد آنگه نه سداد
بريده باد پنجه و ناخن آن انسان كه خود طبيعىاش مالك سرنوشت او است ، كه همهء مكتبها و اقدامات انسانى تاريخ بشرى را مى خراشد و متلاشى مى سازد .
ما در مقابل اين پديدهء حيوانى - انسان نما ، چه مى توانيم انجام بدهيم ؟ مكتبهاى اخلاقى مى سازيم ، داد از اومانيسم مى زنيم . پيامبران الهى از تمام موجوديتشان در تبديل پنجه و ناخن حيوانهاى انسان نما به نيروهاى مثبت دست بر مى دارند . باز مى بينيم : بدون اعتنا به اين همه فداكارى و گذشتهاى بالاتر از توصيف و تمجيد صفها متشكل مى شود و بوق و كرناىها به صدا در مى آيد و پنجه و ناخنها تيز مى شود و شروع به وارد كردن جراحت به پيكر انسانى مى نمايد . شگفت آورتر و اندوهبارتر از اين حيوان صفتى ، كارى است كه فروشندگان انديشه و خريداران گردنهاى انسانى ، قيافهء تفكر به خود مى گيرند و به ضرورت اين پديده فلسفه ها مى بافند . گوش انگور را گرفته به اجبار ، ولى با اصطلاحات آراسته و پيراستهء علم و فلسفه به عالم غوره گى مى كشانند و قيافهء پر از اطمينان و آرامش خود را در پشت جلد يا صفحهء اول كتابشان چاپ مى كنند كه اى آيندگان ، ما را فراموش نكنيد ، ما بوديم كه راه تقويت و تيز كردن پنجه و ناخن را بر حيواناتى كه كم كم مى خواستند انسان شوند ، تعليم كرديم و چه زحمتها كشيديم و لطفها فرموديم ، تا جنگ را جزئى از موجوديت آدمى معرفى كرديم سود جويى بىحساب و كامكارى مطلق را بر پيشانى كروموزومهايش ثبت نموديم كه ديگر از روى خطا به دنبال ابوذرها نروند و هواى سقراط سازى