تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٢ - آيا مقصود جلال الدين از ابيات فوق انفجارهاى اتمى است ؟
نظريهء دوم مى گويد : ابيات مورد بحث صريحا انفجار اتمها را پيش كشيده است ، زيرا تمام مفردات و تركيب آنها در دو بيت فوق به معنايى جز قدرت انرژى موجود در اتمها و انفجار آنها تطبيق نمى شود .
نظريهء سوم - اولًا مفاهيم موجوده در دو بيت مورد تحليل را بررسى مى كند ، اين مفاهيم بدين قرار است :
١ - كوچكترين مقدار .
٢ - آفتابى در آن ذره مخفى است ، اگر مفاهيم موجود در دو بيت به همين دو مفهوم منحصر بود ، مى گفتيم : جلال الدين يك مسئله عرفانى را گوشزد كرده است و بس ، مانند بيتى كه در ابيات زير سرودهء هاتف آمده است : [١]
چشم دل باز كن كه جان بينى آن چه ناديدنى است آن بينى گر به اقليم عشق رو آرى همه آفاق گلستان بينى بر همه اهل آن زمين به مراد گردش دور آسمان بينى آن چه بينى دلت همان خواهد و آن چه خواهد دلت همان بينى بىسر و پا گداى آنجا را سر ز ملك جهان گران بينى هم در آن پا برهنه جمعى را پاى بر فرق فرقدان بينى گاه وجد و سماع هر يك را بر دو كون آستين فشان بينى دل هر ذره را كه بشكافى آفتابيش در ميان بينى
اين ابيات را نقل كرديم تا روشن شود كه منظور هاتف چيزى جز ديدن بزرگ در كوچك در قلمرو عرفان نبوده است .
ولى واحدهاى انديشهء جلال الدين به دو مفهوم مزبور قناعت نكرده و پيشتر رفته و موضوعات ديگرى را هم به ميان مى كشد :
٣ - آن ذره قابل انفجار است ، يا مطابق عبارت خود جلال الدين دهان مى گشايد .
[١] ديوان هاتف ص ٢٨ . .