تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤١ - آيا مقصود جلال الدين از ابيات فوق انفجارهاى اتمى است ؟
« ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ الله رَمى ٨ : ١٧ . » [١] ( تو نبودى كه آن مشت شن را انداختى بلكه خدا بود كه آن را انداخت ) .
« قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْه خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ ٧ : ١٢ . » [٢] ( شيطان گفت : من از آدم بهترم ، زيرا تو مرا از آتش و او را از گل آفريدى . )
((٤٥٧٩)) ما رميت اذ رميت فتنه اى صد هزاران خرمن اندر حفنه اى
((٤٥٨٠)) آفتابى در يكى ذره نهان ناگهان آن ذره بگشايد دهان
((٤٥٨١)) ذره ذره گردد افلاك و زمين پيش آن خورشيد جست از كمين
آيا مقصود جلال الدين از ابيات فوق انفجارهاى اتمى است ؟
سه نظريه در بارهء تفسير ابيات فوق در زبان اهل مطالعهء مثنوى معروف شده است :
نظريهء يكم - اين كه مقصود از ذره اصطلاح آتمى نبوده ، بلكه جلال الدين مى خواهد با كلمهء ذره حقيقت كوچك نما را گوشزد كند كه نبايد به كوچكى و محدود بودن يك حقيقت فريب خورد ، چه بسا كارهاى بسيار بزرگ كه از حقايق كوچك نما بر مى آيد و اين كه مى گويد : « ناگهان آن ذره بگشايد دهان » منظورش اين است كه حقيقت كوچك نما ناگهان دست به كار مى شود و بزرگترين كارها را انجام مى دهد .
اين نظريه بعقيدهء ما مستلزم ناديده گرفتن تمام مفاهيم دو بيت فوق است . مفاهيمى كه در دو بيت فوق وجود دارد ، در بيان نظريهء سوم مطرح خواهيم كرد .
[١] سوره الانفال ، آيهء ١٧ . .
[٢] سوره الاعراف ، آيهء ١٢ . .