تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٥ - به مجلس كشيدن پادشاهى فقيهى را و به زخم مشت به طبع آوردن
آيه
روايت
صبر صدر آمد به هر حالت كه هست صبر وا مگذار تا بتوان ز دست صبر مفتاح الفرج نشنيده اى كاندر اين تعجيل درپيچيده اى صبر آرد عاشقان را كام دل بىدلان را صبر شد آرام دل حد ندارد اين سخن كوتاه كن و از حديث عاشقان برگو سخن
آيه « إِنَّ اَلأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً » ٧٦ : ٥ [١] ( نيكو كاران در بهشت از پيالهاى مى آشامند كه خاصيت كافورى دارد . ) روايت « ارقائكم ، ارقائكم اطعموهم مما تاكلون و البسوهم مما تلبسون فان جاؤا بذنب لا تريدون فبيعوا عباد الله و لا تعذبوهم » [٢] ( بردگان خود را مراعات كنيد ، [ آرى ] بردگان خود را مراعات كنيد ، آنان را از آن چه مى خوريد اطعام كنيد و از آن چه كه مى پوشيد بپوشانيد . اگر گناهى را كه نمى خواستيد ، مرتكب شدند ، آن بندگان خدا را بفروشيد و شكنجه و آزارشان ندهيد . )
[١] سوره الانسان ، آيهء ٥ . .
[٢] جامع الصغير ، سيوطى ، ج ١ ص ٣٨ . .