تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩ - ١٠ - سيستم برهان وجوبى غير از سيستم قياسى ارسطو است
كه پس از واقعيت دو مقدمه به دست خواهد آمد ، و دو مقدمهء مزبوراند كه نتيجهء مزبور را اثبات مى كنند ، و اگر توجه كنيم خواهيم ديد نه » سقراط انسان است « مقدمهء » هر انسان فانى است « را در بر دارد ، و نه » هر انسان فانى است « قضيهء » سقراط انسان است « را ، زيرا - اين دو مقدمه بايستى مجموعا اثبات شوند و » انسان « كه حد وسط در دو مقدمه است بتواند رابطهء سقراط را با فنا بيان نمايد .
در صورتى كه برهان وجوبى در حقيقت يك مقدمه بيش ندارد و ساير مطالب كه در پيرامون يا مقدمات آن گفته مى شود ، تنها براى توجه دادن مغز انسانى بهمان يك مقدمه است ، آن مقدمه عبارت است از اين كه » كاملترين موجود قابل دريافت است « نظير يك اصل يا قضيه كه مى گوييم : ( ٤ = ٢ × ٢ ) در مغز ما قابل دريافت است اين اصل يا قضيهء رياضى ( ٤ = ٢ × ٢ ) نتيجه » ٤ « را كاملًا و بدون احتياج به مقدمات ديگر در بر دارد . و به عبارت روشنتر تصور ( ٤ = ٢ × ٢ ) همان و دريافت « ٤ » و لو در شكل تفصيلى ( ٤ = ٢ × ٢ ) همان .
دريافت كاملترين موجود قضيه ايست كه دريافت اين قضيه ( آن كاملترين موجود وجود دارد ) را در بر دارد . بلكه با كمى دقت خواهيم ديد كه برهان وجوبى اصيلتر و مستقيمتر از يك اصل رياضى است ، زيرا در اصل رياضى فوق چنانكه ديديم حالت مجموعى عدد » ٤ = ٢ × ٢ « را به عنوان تفصيلى و تجزيهاى دارد ، در صورتى كه دريافت كاملترين موجود براى هر فردى به طور مستقيم نتيجه » آن موجود كامل وجود دارد « را نشان مى دهد ، تحليل و تجزيه و روشنايىهايى كه در پيرامون قضيهء » موجود كامل وجود دارد « از آن هنگام شروع مى شود كه قضيهء مزبور وارد قلمرو تعقل و انديشهء رسمى و معمولى مى گردد . و به همين جهت است كه دريچه هاى تصورى و تعقلى كه براى افراد باز مى شود و آن موجود را مطرح مى كند كوچك و بزرگ و داراى رنگهاى گوناگون مى باشند .
با يك دقت كافى خواهيم دانست كه درك هستى خدا حتى از درك ذات ( علم