تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٦ - آيا قرار گرفتن در سايهء رهبر بهتر از بياد حق بودن است ؟
( و البته ذكر خداوندى بزرگتر است ) .
« أَلا بِذِكْرِ الله تَطْمَئِنُّ اَلْقُلُوبُ ١٣ : ٢٨ . » [١] ( آگاه باشيد كه تنها با ذكر خداوندى دلها آرامش مى يابد ) .
مقدم داشتن قرار گرفتن در سايهء رهبر را به ذكر حق صحيح نيست ، زيرا اين مقدم داشتن شبيه به تقديم غايت و هدف بر مقدمه است . به توضيح اين كه هيچ رهبرى اگر چه در عالىترين مراحل كمالات ربانى بوده باشد ، مبدل به موجود برين يعنى خدا نخواهد گشت . اين خود جلال الدين است كه در جدىترين حالات روانىاش بما توضيح داده است كه -
من غلام آن كه او در هر رباط خويش را واصل نداند بر سماط
نيز اين جلال الدين است كه در بارهء رهبران مى گويد : « رنگ آتش دارد الا آهن است » بنا بر اين ارزش يك رهبر واقعى همان است كه آيينهاى براى نشان دادن نمونهاى از اوصاف جماليه و جلاليهء الهى است و بس . اين عنوان مخصوص به موجوديت خود آن رهبر است ، اگر راهرو خيال كند و بخواهد كه كمال و رشد خود را با آن نمونهء تحقق يافته و مجسم شده متحد بسازد ، در جاى خود ميخكوب مى شود و نمى تواند خود را به مقام نمونهاى از اوصاف جماليه و جلاليهء الهى نائل بسازد ، زيرا گسترش فيوضات جمالى و جلالى خداوندى براى هر كسى سرمايهء نمونه شدن را عنايت فرموده است .
آن حوزهء جاذبيت ربوبى كه همهء مخلوقات را مى تواند متحد بسازد به تنگى دايرهء يك رهبر نيست ، بلكه به وسعت فيوضات بىنهايت الهى است . لذا مى توان گفت : چنانكه در همين مبحث و مباحث گذشته هم متذكر شدهايم :
رهبران الهى به جهت صيقلى بودن و شفافيت روحشان عالىترين و مستقيمترين محرك پيشگاه الهى هستند و بس ، چنانكه در رابطهء امير المؤمنين عليه السلام با پيامبر اكرم و ياران محترم امامان معصوم با امامان مشاهده مى شود .
[١] سوره الرعد ، آيهء ٢٨ . .