تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٩ - تفسير ابيات
آيا گمان مى برى كه اين آثار با آن مؤثر سنخيتى دارند ؟ آيا در مغزت خطور مى كند كه ضرر و آسيبى كه بر تو مى رسد با آن بانگ و نوحه و ناله سنخيتى دارد ؟ نوحه و ناله صورتى دارد ولى آن آسيب بر كنار از صورت است .
در هنگام ورود آسيب چه روانى و چه جسمانى ، انسان آسيب ديده دست به دندان مى گزد و حركات طبيعى مناسبى از خود بروز مى دهد ، آيا گزيدن دست با دندان سنخيتى با آن ضرر دارد ؟ اى عاشق دل باخته استدلال و فلسفه بافيهاى حرفهاى ، اين مثالها را كه آوردم چه نسبت واقعى با مقام شامخ موجود برين و بىصورت و اشكال و صورتها دارد ؟ من با اين مثالهاى ناچيز چارهاى براى تفهيم مى سازم نه براى بيان واقعيت .
كارگاه صنع الهى صورتها از بىصورت پديد مى آورد و با حواس و آلات و صور رنگارنگ بدن آدمى را پر نقش و نگار مى سازد . تا مشيت ربانى چه صورتى را مناسب چه واقعهاى مقرر نمايد و موجوديت آدمى را به حركات و نمودهاى متضاد وادار كند . اگر صورتى كه ساخته شده است ، نعمت خوشايند باشد ، معلولش شكر و سپاس خواهد بود . اگر مهلت است معلولش صبر و شكيبايى مى باشد .
بدينسان صورتهاى زخم ، ناله و رحم و احسان باليدن ، و سير و حركت ، سفر و تير سپر ، و خوبىها عيش و عشرت ، و حقايق غيبى خلوت با خود و خدا ، و شكل زيبا ناز ، و چنگ ساز ، و احتياج كسب ، و نيرومندى غضب را در دنبال مى آورند .
اين رابطهء صورتها با بىصورت ما فوق اندازه است .
درست بنگر كه چگونه انگيزهء حركات و فعاليتهاى پر شكل و پر نمود از خيالات بىصورت صادر مى گردند . كيش و آيين و پيشه هاى بىشمار از سايهء بىرنگ و بىشكل انديشه نمودار مى گردند .
اين مثال ساده را هم توجه كن كه چند انسان بر لب بام ايستادهاند و سايه هاى آنان بر زمين نقش بسته است ،