تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٩ - تفسير ابيات
مظاهر اين دنيا از راست و چپ مى دويد و مى گفت : درد و بد بختىهاى تو را مرتفع خواهم ساخت ، درد نهايى رسيد و دنيا بگفتهء خود وفا نكرد . او به تو در موقع رنج و غم مى گفت كه رنج و درد از تو دور باد ، الهى كه فاصله ميان تو و رنج و درد به مقدار ده كوه باد . اما در آن موقع كه سپاه رنج به سوى تو هجوم مى آورند ، دم بر مى بندد و اصلًا نمى گويد كه من تو را ديدهام و تو را مى شناسم حق تعالى اين مثل را در بارهء شيطان آورده است كه وقتى كه انسان را با ستيزه و حيله گرى خود اغوا مى كند مى گويد :
من در بلا و جفا و مشقتها پشتيبان تو هستم و تو را يارى خواهم كرد ، من هميشه با تو خواهم بود و در خطرها پيش از تو قدم خواهم بر داشت . من در موقع آمدن تير بلا سپرت خواهم گشت و در هر تنگناى زندگى بر تو اخلاص خواهم ورزيد . جان فداى تو خواهم كرد ، برو جلو ، تو رستمى ، شير مردى ، مردانه باش و برو پيش . با اين اغواها -
((٣٦١٤)) سوى كفرش آورد زين عشوه ها آن جوال خدعه و مكر و دغا
وقتى كه انسان بىنوا با فريبهاى شيطان پيش رفت و در گودال بدبختىها افتاد ، شيطان لب گشوده و قهقهه ها سر مى دهد . انسان بىچاره فرياد مى زند و به شيطان مى گويد : بيا پناهم باش كه من در تو آرزوها و طمعها دارم شيطان مى گويد : برو كه من از تو بيزارم . تو انسان حيوان سيرت از دادگرى خداوند نترسيدى ، ولى من از خداوند مى ترسم . برو راه خود را پيش بگير و دست از من بردار . خداوند فرموده است : شيطان از بارگاه الهى رانده شده است ، تو چگونه مى توانى با اين تزويرها و تبعيت از شيطان نجات يابى ؟ اغوا كننده و اغوا شده در روز رستاخيز هر دو رو سياه و مستحق سنگساراند . آرى -
((٣٦٢٠)) ره زده و رهزن يقين در حكم و داد در چه بعدند و در بئس المهاد
آن احمقها و غولان كه فريفتهء شيطان شدند ، اگر خلاصى پيدا كنند ، جاى شگفتى است . هم خر و هم خر گير در اين جا پاى در گلاند و اين جا در غفلتاند و آنجا در غروب از رحمت الهى . مگر كسانى كه توبه كنند و از شيطان بر گردند و از خزان