تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢ - ٩ - نظريهء بىمحاسبهء راسل در بارهء اين برهان
رشد مغزى هستند از توجه مزبور به خدا بهره مند باشند ، اگر چه نتوانند بيانش كنند و اثباتش نمايند ، زيرا ، بسيار روشن است كه هزاران سال است كه همهء مردم از بزرگترين متفكر گرفته تا عامى ترين مردم من خود را در مى يابند و همه در بارهء درك مثبت آن معتقدند ، ولى تا كنون هيچ فردى نتوانسته است در بارهء اين « من » مانند يك نمود فيزيكى صورتى كشيده باشد ، يعنى مانند ساير مفاهيم قابل نمود ، آن را تعريف كرده باشد ، ولى همگان آن را در درون خود دريافت مى كنند .
ثانيا - فرض كنيم كه مردم معمولى نمى توانند در بارهء اين برهان توجهى داشته باشند ، و يا اصلًا اين برهان براى آنها مطرح نيست ، آيا اين عدم توجه عاميان به اين برهان مى تواند دليلى باشد بر اين كه متفكرين و اشخاصى كه داراى رشد مغزى هستند به اين برهان توجه ننمايند ؟ مسائل عالى علمى و رياضى نيز براى افراد عامى ، بلكه براى هر شخصى كه در قلمرو تخصصى او نباشد مطرح نيست ، آيا اين مطرح نبودن ، دليل عدم واقعيت حقيقتى است كه براى دانايان به آن حقيقت مطرح است ؟
٩ - نظريهء بىمحاسبهء راسل در بارهء اين برهان اغلب كسانى كه مبانى فلسفى دكارت را ترجمه يا در بارهء آن بحث و بررسى داشتهاند ، برهان وجوبى را به طور اجمال بر گذار كردهاند ، بلكه بعضى از آنان بدون توجه به حقيقت برهان ، گفته هاى دكارت را در اين مسئله بسيار ساده و بىپايه تلقى كرده و با سرعت قضاوت سطحى نمودهاند ، از آن جمله متفكر تازه گذشته برتراند راسل مى باشد . در كتاب « تاريخ فلسفه غرب » مطالب ذيل را در بارهء برهان وجوبى بيان مى كند :
« براهين لايب نيتس در اثبات وجود خدا چهارند ، و عبارتند از :
١ - برهان بود شناختى ( معرفت الوجودى ) .
٢ - برهان جهان شناختى .