تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٢ - در حوزهء جاذبيت موضوعات جالب كه وسيلهء آزمايش ما انسانها هستند خود را نبازيم و در پيشگاه آنها به سجده نيافتيم كه دير يا زود از دست ما گرفته مى شود و شخصيت ما را مختل مى سازد
نمايند ، ولى ديده مى شود كه آن پديده ها جاذبيت مخصوصى براى افرادى به وجود آورده و گرفتارشان ساخته است . در ابيات مورد تحليل اين نوع دوم مطرح شده است . البته با نظر به روش منطقى حكمت الهى و آيات قرآنى و احاديث معتبر هر دو نوع از جاذبيتها مى تواند به عنوان وسيله آزمايش قرار بگيرد . جاى ترديد نيست كه هر يك از موضوعات انسانى و جهانى كه براى يك انسان جالب مى شود ، فى نفسه و بالضروره مطالبهء پرستش از انسان نمى كند ، بلكه اين انسان است كه مى تواند با از دست دادن مهار خواسته ها و خيالات آن موضوع جاذب را معبود تلقى نمايد و مى تواند از مزيتى كه آن موضوع دارا است به عنوان وسيلهء حيات در گذرگاه رو به ابديت بهره بردارى كند و همچنين آيات قرآنى موضوعاتى را كه فى نفسه مردم را جلب مى كنند وسيلهء آزمايش معرفى مى كند مانند .
« وَاِعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ الله عِنْدَه أَجْرٌ عَظِيمٌ ٨ : ٢٨ . » [١] و بدانيد كه اموال و فرزندان شما وسيلهء آزمايش است و خداوند است كه پاداش بزرگ در نزد او است ) .
« وَلا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِه أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ اَلْحَياةِ اَلدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيه ٢٠ : ١٣١ . . . » [٢] و ديدگانت را به آن زنها كه شكوفهء حيات دنيوى هستند و مردانشان را از آنان بهره مند نموديم دراز مكن ، آن زنها وسيلهء آزمايش مردانشان هستند ) .
خصوصيتى كه در نوع دوم از جاذبيتها وجود دارد ، اين است كه مربوط به بازيگرى درونى انسانها است كه جلال الدين آنها را به پشت پردهء ظواهر مستند مى داند . اگر مقصود جلال الدين از پنهان بودن منبع آن جاذبيتها ، اصل علت جلب شدن مردم به بعضى از موضوعات بوده باشد ، مطلب صحيحى است ، زيرا پاسخ اين پرسش
[١] سوره الانفال ، آيهء ٢٨ . .
[٢] سوره طه ، آيهء ١٣١ . .