تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩ - ٧ - شايد ذهن ما در تصور خدا بازيگرى انجام مى دهد ؟
مى توانيد شما چنان قدرت مغزى داشته باشيد كه موضوع مزبور را دريافت كنيد يا نه ؟
٧ - شايد ذهن ما در تصور خدا بازيگرى انجام مى دهد ؟
اعتراض سوم اين است كه بگوييم ممكن است ذهن ما در بارهء تصور خدا بازيگرى انجام مى دهد .
معناى بازيگرى اين است كه هنگامى كه حقيقت يك واقعيتى براى ما مطرح مى گردد ، ما هرگز بدون تصرف از ناحيه حواس و ذهن خودمان ، نمى توانيم آن حقيقت خارجى را دريابيم ، مانند اين كه كوه بسيار بلندى را از دور مانند يك تپه كوچك مى بينيم ، يا دو خط آهن را از دور به صورت يك زاويه حاده كه كم كم حتى آن زاويه هم از نظر ما محو شده بيك خط مبدل مى گردد ، مى نگريم ، و همچنين پنكه در حال حركت سريع ، براى ما به شكل يك دايره حقيقى نمودار مى گردد .
ذهن ما هم در بارهء توجه به خدا چنين بازيگرى را انجام مى دهد و ما از اين بازيگرى خبر نداريم و مى گوييم . اين اعتراض هم منطقى نيست ، بدو دليل :
دليل يكم - در موردى كه ذهن يا عقل ما به محال بودن پديدهء محصول بازيگرى در حقيقت خارجى كه براى ما مطرح شده است معترف بوده باشد ، پديدهء بازيگرى نمى تواند براى بيان واقعيت فى نفسه جلوه كند . مثلًا اگر يك تپه كوچك هرگز براى ما قابل توجه در جهان خارج نبوده باشد ، ما نمى توانيم كوه هيماليا را در صورت آن تپه از مسافت دور مشاهده نموده و تپه بودنش را محصول بازيگرى بدانيم .
قبلا اگر يك سه شاخهء پنكه در خارج از ما وجود نداشت ، ما هرگز پنكه در حال حركت سريع را به صورت دايره كه محصول بازيگرى ذهن ما است نخواهيم ديد . و اين كه ما گاهى موضوعات ناشدنى را تصور مى نمائيم ، مانند اين كه يك انسان واحد را دو انسان تصور مى نمائيم اين را تخيل مى ناميم ، نه بازيگرى اصطلاحى .
زيرا در بازيگرى ذهنى ، موضوع خارجى را مورد تماشا قرار مى دهيم ، ولى در