تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨ - اعتراضات ٦ - توجه به خدا خيالى بيش نيست
هميشه احتياج به علت داشته و مجرد تصور آن مستلزم وجود آن نخواهد بود . ليكن در موضوع مورد بحث ما فرض اين است كه ذهن ما توانسته است بيك موجود متوجه گردد كه احتياج به علت ندارد .
ممكن است گفته شود : چنين تصورى از قبيل خيالات است چنانكه ما مى توانيم يك انسان مشخصى را دو انسان ، و معلولى را بدون علت تصور نماىيم ، در بارهء خدا هم چنين مى توان گفت كه يك فعاليت ذهنى باطلى است كه از بزرگ كردن تصورات ابتدائى و به انگيزگى پديده هاى معين زندگى از قبيل ترس و زبونى و امثال آنها حاصل شده است .
مى گوييم : موضوع خدا را نمى توان از قبيل تصورات خيالى محسوب كرد ، زيرا در تصورات يا علم داريم به اين كه خلاف واقعى را تصور مى كنيم يا علم نداريم . اگر علم داريم كه ما در ذهن خود موضوع باطل و خلاف حقيقت تصور نمودهايم . چرا اين اندازه در اثبات يا نفى آن انرژى فكرى به كار مى بريم ؟ بدون شك يك موضوع خيالى كه در ذهن ما نمودار مى گردد ، در صورتى كه علم به خيالى بودن آن داشته باشيم ، اصلًا اهميتى به آن نمى دهيم و همين كه بطلان آن را درمى يابيم آن را رها نموده و به فعاليتهاى روانى معمولى و مفيد مشغول مى گرديم . در صورتى كه در بارهء موضوع خدا از اولين تاريخ انسانى تا كنون ، اين فعاليت براى اكثريت قريب به اتفاق افراد انسانى ، از متفكرين درجهء يك گرفته تا آدمهاى باديه نشين وجود داشته است و اگر علم نداريم به اين كه موضوعى را كه مورد تصور قرار دادهايم خلاف واقع است در اين صورت ما نمى توانيم تصور خدا را از قبيل تصور يك انسان ده چشمى يا معلول بدون علت قرار دهيم . بلكه جريان ذهنى ما چنين مى شود كه آيا موضوعى را كه به عنوان موجود برين دريافت كردهايم ، وجود واقعى دارد يا نه ؟ اين برهان تاكيد مى كند كه بار ديگر و بار سوم و بار چهارم در موضوع دريافت شدهء خود بينديشيد و ببينيد ،