تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٨ - تفسير ابيات
او خود از خدا خواسته بود كه نقابش حجابى بر رويش باشد و آن نور قوى را بپوشاند . خداوند به موسى گفت كه پوشش خود را از گليم خود درست كن كه لباس عرفا امانتدار است . گليم لباسى است كه مى تواند نور قوى تو را متحمل شود ، زيرا نور جان بسى به تار و پودش تابيده است .
تنها اين خرقه است كه مى تواند چشم مردم را از نابودى حفظ كند . حتى اگر كوه قاف بيايد و حجابى بر نور ربانى گردد ، آن نور كوه را همانند كوه طور متلاشى خواهد ساخت . بدنهاى مردان حق با قدرتى كه دارند مى توانند نور بىچند و چون را در خود بگنجانند . آن نورى كه ذرهاى از آن را كوه طور نمى تواند تحمل كند ، مرد الهى در يك شيشه آن را جاى مى دهد و مانند ذرهاى در قنديل بلورين مى گنجاند .
ديدگان مردان حق چراغدانى است و دلشان كانون نورى كه بر عرش مى تابد و قاف و طور در برابرش از هم مى پاشند . نور دل چون نور آنان خود حيران و مغلوب نور الهى است مانند نور ستاره در مقابل نور خورشيد محو گرديده است . به اين جهت بود كه پيامبر از خدا حكايت كرده است كه افلاك و خلاء و عقول و نفوس نمى توانند مرا تحمل كنند ، تنها دل مؤمن است كه مى تواند مهمانسرايى بىچون و چگونه براى من بوده باشد ، تا به وسيله آن دل نورانى ، پادشاهىها و تخت و بخت از من بگيرد . زمين و زمان جمال حيات بخش مرا نتواند نشان بدهد مگر دل مرد با ايمان . ما اسب ترحم در دو جهان تاختيم و آيينهء بس پهناورى به نام دل مؤمن كه -
((٣٠٧٧)) هر دمى زين آينه پنجاه عرس بشنو آينيه ولى شرحش مپرس
ساختيم . حاصل اين كه موسى از لباس خود پردهاى به رويش گرفت كه نفوذش ماه را مى شكافت ، اگر پرده جز لباس خود او بود ، پرده پاره مى گشت . اگر كوه بزرگ متراكم در مقابلش بود ، از ديوارهاى آهنينش مى گذشت ، چه برسد به توبره كه بخواهد در مقابل نور حق مقاومت كند ولى آن توبره كه موسى به رويش زده بود قدرت پوشش و مقاومتى پيدا كرده بود ،