تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٦ - تفسير ابيات
اگر تبدل از كيفيت به كميت رواج بيشترى در دو قلمرو نداشته باشد ، حد اقل اين دو تبدل مانند دو بال ناموس تحول در جهان هستى مى باشد . تبدل كيفيت به كميت ، جريانى است كه از كيفيت مخصوصى شروع مى شود . و در امتدادش كميتها را به وجود مى آورد و يا از كميتها عبور مى كند و يا كيفيتها موجب تحولات در كميتها مى گردند . بنا بر اين در تبدل كيفيت به كميت با سه نوع جريان رو برو مى شويم :
جريان يكم - كيفيتى علت به وجود آمدن كميت مى شود ، مانند واقعيت حركت در جهان ماده كه موجب به وجود آمدن زمان و يا كشش زمان مى شود .
جريان دوم - عبور كيفيت در حال تحول از كميتها ، مانند بروز هدف معين براى يك رياضى دان كه مى خواهد فلان مجهول را حل كند ، اين كيفيت اولًا در ذهن او نمودار مى گردد و آن را در مجراى اعداد قرار مى دهد و با هر فعاليت توجيه شده در بارهء اعداد ، هدف مزبور رو به تحقق مى رود .
جريان سوم - كيفيتها در جويبار تحول ، موجب تغيير در كميتها مى گردند ، مانند سرعت انتقال و بروز بارقه در مغز شخص محقق كه موجب مى شود در زمان اندكى با مواد و مقدمات كمترى به نتايج مطلوب خود برسد .
تفسير ابيات جعفر رضى الله عنه براى فتح قلعهاى كه در مقابل گام اسبش بسى ناچيز بود به تنهائى رهسپار گشت . او به تنهائى به قلعه هجوم برد . قلعه نشينان در قلعه را بستند و كسى قدرت نداشت كه به مبارزه با جعفر رو برو شود ، مگر اهل كشتى توانايى گلاويزى با نهنگ دريا را دارند ؟ پادشاه آن قلعه روى به وزير آورد و گفت : اى وزير و مشير من ، چارهء ما در مقابل اين مهاجم چيست ؟ وزير گفت : من چارهاى جز آن نمى بينم كه حيله گرى و فن پردازى را كنار بگذارى و شمشير و كفن برداشته ، با حالت تسليم نزد او بروى . پادشاه گفت او يك فرد است ، ما چگونه تسليم او شويم وزير گفت : فرد بودن او را با ديدهء حقارت منگر . تو چشم باز كن و با دقت به وضع قلعه بنگر ، قلعه