تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٠ - بردن پريان عبد الغوث را مدتى در ميان خود و بعد از آن به شهر آمدن پيش فرزندان و باز پيش پريان رفتن به حكم جنسيت معنى ، و همدلى او با ايشان
روايت
تفسير ابيات
روايت « عن النبى صلى الله عليه و آله السخاء شجرة من اشجار الجنه اغصانها متدليات فى الدنيا . . . » [١] ( سخاوت يكى از درختان بهشتى است كه شاخه هايش در دنيا آويزان شده است ) .
« الجار قبل الدار و الرفيق قبل الطريق و الزاد قبل الرحيل . » [٢] ( همسايه ( شناختن همسايه و شايستگى او براى همسايگى ) پيش از سكونت در خانه است و تحقيق در وضع همراه پيش از راه و زاد و توشه پيش از مسافرت است ) .
تفسير ابيات عبد الغوث از جنس پريان بود و مانند پريان نه سال در پنهانى حركت مى كرد . مدتى گذشت و خبرى از او نيامد ، زن و فرزندانش طمع از او بريدند و زنش شوهر ديگرى انتخاب كرد و نسلى از او به وجود آورد و كودكان يتيمش در بارهء مرگش داستانها مى گفتند . كه آيا او را گرگى دريده است ، يا راهزنى نابودش ساخته يا به چاهى افتاده است . سپس همهء فرزندانش در كارهاى خويشتن غوطه ور و مست گشتند و اصلًا بياد نمى آوردند كه پدرى داشتهاند . عبد الغوث پس از نه سال باز گشت ، اما آمدنش عاريتى بود . زيرا مدت يك ماه زن و فرزندانش را ديد و بار ديگر متوارى شد . هم جنسى پريان او را چنان از دست زن و فرزندانش ربود كه نيزهء بران روح را از بدن . بدان جهت كه انسانهاى بهشتى از جنس بهشتاند ، لذا خدا پرست مى گردند مگر پيامبر نفرموده : جود و سخاوت شاخه هاى بهشتى هستند كه از دنيا آويزان شدهاند . مهر و محبتها هم جنس يكديگرند و قهر و كينه ها متجانس با همديگر . لا اباليگرى ، لا اباليگرى را به سوى خود مى كشد ، زيرا در خرد هم جنس يكديگراند
[١] شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج ٤ ص ٤١٤ . .
[٢] جامع الصغير ، ج ١ ص ١٤٣ . .