تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢ - ٢ - دليلى بر نبودن خدا وجود ندارد
اين است كه ادلهاى را كه خدا شناسان براى اثبات خدا اقامه نمودهاند ، مورد خدشه و مناقشه قرار مى دهند . از اين مقدمه اين نتيجه را هم مى توان گرفت كه وجود خدا با نظر به تمام معلومات واقع بينانه محال نخواهد بود .
بلى ، يك مسئله وجود دارد كه بعضى از منكرين خدا آن را به عنوان دليل نفى خدا معرفى نمودهاند و آن مسئلهء شرور و ناملايمات و بدبختيها و شكنجه هايى است كه جهان زندگان را فرا گرفته است . اينان مى گويند : اگر خدايى وجود داشت ، نمى بايست اين اندازه جانداران در شكنجه و فلاكت و بدبختى قرار بگيرند ، مخصوصاً انسان كه مورد توجه استقلالى است .
ولى به هيچ وجه نمى توان اين مسئله را به عنوان دليل بر نفى خدا محسوب نمود ، زيرا نتيجهء نهايى كه از اين مسئله گرفته مى شود ، اين است كه نظم جهان هستى آنچنانكه ما در بارهء زندگان تصور مى كنيم و مى خواهيم نمى باشد .
و خداوند در بارهء جان داران آن عاطفه را كه گمان مى كنيم بايستى براى جاندار منظور نمود ، در نظر نگرفته است ، اين استدلال بسيار سستى است كه از قلم بعضى از ساده لوحان ريزش كرده است ، زيرا حد اكثر نتيجهء اين استدلال اين است كه گفته شود : عدالت خداوندى بايستى مورد تأمل و تدقيق بيشترى قرار بگيرد .
به قول « ولتر » آنان كه مى خواهند با وجود شرور ناملايمات وجود خدا را نديده بگيرند ، شبيه به اين است كه كسى در موقع ورود بيك عمارت بسيار مجلل كه آثار مهندسى و معمارى و نقاشى و نجارى در تمام اجزاء و مجموع آن هويداست و اقتضاء مى كند كه از نظر منطقى و علمى بگويد : اين عمارت مهندس بسيار استاد و ماهرى داشته و داراى نقاش زبردستى بوده است ، بگويد : كه به جهت بودن قطرات خون و دست و پاى شكسته در دالان و پله ها ، اين عمارت مجلل مهندس و نقاشى ندارد البته اين مغلطهاى است بسيار بيجا ، زيرا سؤال از مهندس عمارت غير از سؤال از مراعات نشدن انتظامات و ترتيباتى است كه ما براى يك عمارت در نظر مى گيريم [١]
[١] براى بحث جامع در باره اين مسئله ، مى توانيد به مجلد چهارم اين تفسير به مباحث عدل و لطف مراجعه فرماييد . .