تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٠ - تفسير ابيات
خدا چه غضب و حلم و چه خير خواهى و حيله گرى باطل و بىهوده نيست . هيچ يك از اين امور چه خير و چه شر مطلق نبوده و وابستگى به موقعيتى دارد كه آن امور را در بر دارد ، به همين جهت است كه علم و دانش واجب و مفيد است ، تا انسان بتواند آن موقعيتها را كاملًا بشناسد و تشخيص بدهد . بسا ثواب زجر و مشقتى كه بر مسكين بىنوا وارد مى شود ، بيش از نان و حلوايى است كه به او داده شود حلواى شيرين گرمى و صفرا مى آورد و سيلى كه به رويش نواخته مى شود استفراغ مى آورد و درونش تصفيه مى كند . در موقع خود سيلى به مسكين بزن كه همان سيلى او را از زده شدن گردنش مى رهاند . زخمى كه در موقع مناسب به ايشان وارد مى شود مربوط به خود انسان نيست بلكه به آن خوى بد او است كه مستحق زخم خوردن است ، چنانكه موقعى كه نمد را براى گرد گيرى با چوب ميزنى ، در حقيقت چوب به گرد زده مى شود نه به نمد .
هر پادشاهى بزمى دارد و زندانى ، بزم براى مخلصان و زندان براى خامان . وقتى كه مى خواهى زخمى را مرهم بگذارى ، اولًا بايد آن زخم را بشكافى و چركش را تميز كنى سپس مرهم بگذارى . و بدون پاك كردن چرك ، گوشت بدنت به وسيلهء آن چرك خورده مى شود و نيم سودى مى برى ، با پنجاه زيان دلقك گفت : من نمى گويم : اين قضيه را ترك كن ، من مى گويم : جستجو و كوشش نما و در شكيبايى را بروى خود مبند و چند روز بيانديش . و در همين دوران صبر و بردبارى به يقين مى رسى ، آنگاه اگر گوشمالم كنى ، از روى يقين خواهد بود . چرا در راه رفتن بروى افتاده مى روى ، با اين كه مى توانى با قدر است و معتدل سير كنى ؟ با گروه صالح مشورت نما ، چنانكه بر پيامبر ما دستور مشورت داده شده است . برو آيهء و امرهم شورى بينهم را بخوان ، زيرا مشورت از سهو و كجرويها مى كاهد .
عقول مردم مانند چراغهاى روشن است و بدون ترديد روشنايى بيست چراغ از يك چراغ بيشتر است . شايد كه چراغى به دست آيد كه از نور آسمانى فروزان