تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٢ - آيا مى توان اين زنجيرهاى پنجگانه را به كلى از پاى روندهء آدمى باز نموده و او را به مقدمهء پيروزى مطلق نائل ساخت ؟
به خود كشى خود را رو در روى شكست احساس كرده و خود را محروم از پيروزى ديده و خواسته است خود ور شكست را از بين ببرد .
بلكه با يك نظر دقيقتر ، اغلب اقدام كنندگان به خود كشى مردم پيروزى طلب هستند كه قدرت تحمل شكستهاى نسبى را هم در زندگانى نداشتهاند .
مطلب دوم - اولين شرط اساسى به دست آوردن پيروزى در حيات ، شناختن خويشتن و ارزيابى آن است ، نه به آن معنى كه انسان بنشيند و يك خود راكد و جامد شدهاى را از درون خود بيرون كشيده و پيش چشمانش گذاشته و آن را مانند يك قوطى كبريت مورد مطالعه و ارزيابى قرار بدهد ، بلكه مقصود اين است كه تا بتواند به عناصر ثابت و متغير روان خويشتن آگاه گشته و كميت و كيفيت روابط آنها را با آرمانهايى كه بايستى از جهان و انسان در آورده و با خمير مايهء درونىاش در آميزد محاسبه نموده و در شكل ايده آلهاى اعلا در جامعه يا جوامع قابل اجرا نمايد . موفقيت به چنين پيروزى بدون محاسبهء عامل تحول كه در زنجير پنجم مطرح شده است ، امكان پذير نخواهد بود .
مطلب سوم - محاسبه و بررسى عوامل و حقايق خارج از ذات خويشتن چه در صحنهء ساير انسانها و چه در قلمرو جهان طبيعت كه وسايل و هدفهاى نسبى در راه وصول به پيروزى انسان مى باشد . بديهى است كه دو عنصر اساسى پيروزى كه در مطلب سوم گفتيم ، هرگز مورد شناسايى همه جانبهء انسان نخواهد بود . كدامين انسان هشيار و عاقل را سراغ داريد كه خود را با در نظر گرفتن اختلاط بازيگريش به تماشاگريش به طور كامل در يابد ؟ وانگهى كدامين انسان است كه وضع خود را پيش از ورود در رويدادها و تحولات ، مانند يك جريان روشن شده و پيش بينى و محاسبه شدهء قطعى تلقى نمايد . مگر انسان هر اندازه هم كه انديشمند و قدرتمند باشد ، مى تواند تمام روابط و امكانات شناور شدن خود را در تحولات اساسى پيش بينى نشده به طور محسوس به بيند . انسان در اين قلمرو عجيب تنها با حدس پيش مى رود و بس ، نهايت امر اين است كه اشخاص در داشتن عوامل طبيعى و روانى حدس بسيار