تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٦ - تعريف اجمالى پيروزى در زندگانى
زنجير پولادين خود طبيعى جوانان كه به وسيلهء آن صيقلى نمودن و آرايش ، زنجير بودن آن را فراموش مى كنند . بنا بر اين .
نبايد پيروزى در زندگانى با كاميابى اشتباه شود اشخاصى كه نمى توانند ميان پيروزى و كامكارى فرقى بگذارند ، هرگز به درك واقعى پيروزى موفق نخواهند شد ، زيرا چنانكه در تعريف پيروزمند خواهيم گفت : حد اقل پيروزى آن بروز مثبت است كه در گامهاى نخستين بتواند غرايز و مى خواهمهاى سركش و متمرد بر هر منطق و قانون را مهار و تعديل نمايد . نسبت كامكارى و پيروزى ، همان نسبت است كه كوه آتش فشان يا نيروى مهار شده و توجيه شده دارد . جوشش و فعاليت غرايز طبيعى آدمى حتى به قول فرويد نه مهارى مى شناسد و نه اصلى . اين يله و رهايى درون ذاتى موجب ميعانى است كه مانع به وجود آمدن عامل فعال پيروزى در دو قلمرو انسان و جهان مى باشد . مگر نه اين است كه عامل پيروزى محصولى است از تمركز و هماهنگى تمام نيروهاى انسانى و تشكل آنها در يك وحدت عالى كه همهء پديده ها و روابط پيش پا افتاده و پراكنده را تنظيم نموده با موفقيت به شناخت رموز آنها ، دگرگونى در سمت خواستهء خويش به وجود بياورد . چنانكه روشن است كه نه تمركز و هماهنگى نيروها براى تشكل در يك وحدت عالى با انعطاف پذيرى خود طبيعى سازگار است و نه تنظيم پديده ها و روابط بيرون از ذات .
براى رشد نيافتگان ، زنجير ضرورتهاى ابتدائى چنان صيقلى و خوشايند مى نمايد كه به وسيلهء آن زنجير زمين گير مى شود و ممنونش هم مى گردد .
بىقدريم نگر كه بهيچم خريد و من شرمندهام هنوز خريدار خويش را
كاميابى و كامورى جز اسارت و گرفتارى در چنگال غرايز طبيعى چيز ديگرى نيست ، اين انسان به زنجير كشيده شده به كدامين پيروزى در زندگانى مى تواند نائل شود . اين اصل را بايد مسلم بدانيم كه هيچ خود طبيعى بدون شكست خود ايده آل پيروز نمى گردد و هيچ خود ايده آل بدون شكست خود طبيعى به پيروزى نمى رسد ، لذا صحيح است كه گفته شود :