تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥١ - سيماى پيروزمندان در زندگى
((٢٤٨٢)) خود همه كس داند اى جان پدر كه نباشم از شما من خردتر
((٢٤٨٣)) داند اين را هر كه اصحاب نهى است كه نهاد من فزونتر از شماست
سيماى پيروزمندان در زندگى در اين مبحث نمى خواهيم نمودهاى معمولى و غير معمولى پيروزى را كه در سيماى پيروزمندان قابل مشاهده و درك ديگران است مطرح نماىيم . بلكه مقصود ما بيان ماهيت پيروزى و پيروزمندان و خواص و نتايج و عوامل آن است كه براى يك پيروزمند به وجود مى آيد ، اعم از اين كه قابل درك مشاهدهء ديگران بوده باشد يا نه ، بلكه اين نكته را منظور مى كنيم كه حوادث و نمودهاى طبيعى و انسانى قابل مشاهده تنگتر و محقرتر از آن است كه بتواند شكلى از پيروزى را در قيافهء يك انسان پيروزمند ترسيم نمايد ، آن چه را كه تاريخ به وسيلهء وجدان سخت گيرش و طبيعت و انسانها با همه دگرگونىها و پرده پوشىهايشان كه به سيماى پيروزمندان ترسيم مى كنند ، شبيه به چند عدد برگ و چوب است كه جويبار باريكى از يك جنگل انبوه مى آورد و به مردم نشان مى دهد ، آن چند عدد برگ و چوب توانايى نشان دادن جنگل و محتوياتش را ندارد . اگر نسبت آفرين گفتن و طواف مردم را به پيرامون مجسمهء يك انسان با عظمتى كه جامعهاى را توانسته است از سقوط نجات بدهد ، يا كارى كه او كرده است به سنجيم خواهيم ديد كه نسبت همان چند عدد برگ و چوب است كه در سطح جويبار باريك مى خواهد محتويات جنگل بىكران را كه پر از ميليونها درخت برومند و دره ها و تپه ها و كوه ها و رودخانه هاى پهناور جوشان و خروشان و ميليونها جانداران را است ، نشان بدهد .
اگر ما بخواهيم در شناسايى پيروزمندان واقعى در زندگانى به نمودهاى طبيعى و انسانى كه تاريخ از پيروزمندان ثبت مى كند ، قناعت بورزيم و به شناخت