تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٥٦ - با آنان راه موالات مپوى
است كه بدان اعتقاد دارد. اما اگر غرضش يك مصالحه موقت باشد گاه به كسانى هم كه با اصول اعتقاديش مخالفت مىورزند، طرح دوستى مىافكند ولى گاه كار به جايى مىكشد كه آن مخالف اصول را مورد استهزاء قرار مىدهد يا مىخواهد از چنبر آن سر بيرون كشد. استهزاء بدترين نوع سر برتافتن از يك عقيده است، زيرا استهزاء كننده مىپندارد سخافت فكر طرف يا رذالت او به حدى است كه ديگر براى رد آن نيازى به آوردن دليل و برهان نيست، از اين رو به كلمات مسخرهآميز روى مىآورد و بدين گونه به او مىگويد كه انديشهاش سخيف و فكرش نابجا است.
قرآن حكيم مؤمنان را از ريختن طرح دوستى با كسانى كه به دينشان احترام نمىگذارند نهى مىكند و مىگويد
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ- اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اهل كتاب را كه دين شما را به بازى و مسخره مىگيرند و نيز كافران را به دوستى برمگزينيد.» در آيه واژه «هزوا» آمده. هزء به معنى مسخره كردن است به طور آشكار مثلا به كلام يا ادا و اطوار. و نيز كسى يا چيزى را براى خنداندن ديگران آلت دست قرار دادن. مثل اين كه از حركات نماز تقليد كنند ولى قصد مسخره داشته باشند، يا بدون اعتقاد به نماز از روى نفاق به نماز ايستند (چنان كه برخى مفسران گفتهاند) و معلوم است كه همه يهود و نصارا يا اهل كتاب اين چنين نبودهاند، تنها بعضى از ايشان دين را مسخره مىكردهاند.
«وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ- و اگر ايمان آوردهايد از خدا بترسيد.»/ ٤١٣ مصالح زودگذر شما را وادار نكند كه با اين فرقهها راه دوستى پوييد زيرا كرامت و استقلال آدمى گرامىترين چيزهاست در نزد او و سزاوار نيست براى يك مصلحت انديشى موقت از آنها عدول كند، چنان كه برخى از سازمانها در بلاد مسلمين چنين مىكنند و با غرب و شرق يا دولت غاصب اسرائيل ارتباط برقرار