تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٤ - مسئوليت اجتماعى
اول: ضميرى كه هر شخصى را از معصيت منع نمايد به عبارت ديگر وجود تقوى.
دوم: همه افراد جامعه احساس كنند كه اگر مرتكب معصيتى شوند از آن بازخواست خواهند شد و هر كس را كه مرتكب معصيت شد خود بازخواست كنند.
آيات پيشين از عامل نخستين سخن مىگفتند.
در اين آيه از عامل دوم سخن به ميان آمده و از نقش آن در حقوق اجتماعى اگر ضمير جامعه بيدار باشد و مسئوليت خويش احساس كند ستم را در حالى كه هنوز در گهواره است و توش و توان نيافته است نابود خواهد كرد. در اين حال هر كس آهنگ ستمگرى داشته باشد نزديكترين كسان به او، او را از آن منع خواهد نمود. خواه خويشاوندش باشد، خواه دوستش و خواه همكارش. حتى پيش از آنكه ظالم اقدام به غصب حقى كند غالبا براى مساعد كردن جو تجاوز با برخى نزديكانش مشورت مىكند، اگر جامعه آگاه و بيدار باشد در همان آغاز او را از ارتكاب آن عمل منع خواهد كرد و ظلم را در نطفه خفه خواهد نمود.
/ ٢١٧ در اينجا براى قيام جامعه در برابر ستم دو مرحله قرار دارد
يكى: منع ستم و اقامه عدل.
دوم: در حالت وقوع ستم همدستى و همكارى براى از ميان بردن آن.
مثلا به نفع صاحب حق و بر ضرر متجاوز غاصب شهادت دادن. آدمى نبايد در چنين مواقعى از اداى شهادت به سود صاحب حق خوددارى ورزد، در هر موقعيتى كه باشد. بدين بهانه كه صاحب حق ضعيف يا غريب يا فاجر است يا به اين بهانه كه ستمگر توانمند است يا از خويشاوندان يا دوستان من است. هيچ يك از اين بهانهها مانع آن نيست كه آدمى از اداى شهادت سرباز زند.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ- اى كسانى كه ايمان آوردهايد به عدالت فرمانروا باشيد.» يعنى بر طبق عدالت رفتار كنيد زيرا بناى كاخ عدالت در اجتماع محتاج به كوشش و تلاش بسيار است تا برآورده شود.