تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٣ - جزاى ايمان و خيانت
نصيبى بردهاند؟ كه در اين صورت به قدر آن گودى كه بر پشت هسته خرماست به مردم سودى نمىرسانند.» آرى حتى به اندازه آن گودى كه بر پشت هسته خرماست به كسى سودى نمىرسانند.
[٥٤] اينان حسودانند. خود را به قدرتها نزديك مىكنند تا موقعيت خويش را در مواجهه با ديگر علما كه با آنان رقابت مىورزند مستحكم نمايند. آن دسته از علما كه هم علمشان از آنان بيشتر است و هم وجهه مردمىشان.
سؤال اين است: چرا حسد؟ در حالى كه خداست كه آن علما را برايشان فضيلت داده زيرا در آنها پايدارى و فعاليت و نيكانديشى بيشتر يافته است؟! بهتر آن است كه ايشان به فضل ائمّه (عليهم السّلام) اعتراف كنند و تسليم آنها گردند نه آن كه انكارشان كنند و به دشمنان نزديك شوند.
«أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً- يا به خاطر نعمتى كه خدا از فضل خويش به آنان ارزانى داشته حسد مىبرند؟ در حالى كه ما به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم و فرمانروايى بزرگ ارزانى داشتيم.» در حالى كه خداست كه هر خيرى را عطا مىكند، چرا به او متوسّل نشويم تا همان نيكها و فضيلتها كه ديگران را داده به ما نيز عنايت فرمايد.
جزاى ايمان و خيانت
[٥٥] فضل خداوندى بزرگ است و عطاى او گسترده و بىپايان. خير انسان در اين است كه پيوسته به خاطر رسيدن به اين فضل و عطا از راه درست و مستقيم، بكوشد. اولين شرط آن، اعتراف به كسى است كه خداوند او را فضيلت داده يعنى ايمان بىترديد به پيامبران.
/ ١٠١ «فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى بِجَهَنَّمَ سَعِيراً بعضى بدان ايمان آوردند و بعضى از آن اعراض كردند. دوزخ آن آتش افروخته