تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٨ - سرپرستى مرد، چرا؟
حبّ قيادت و رهبرى از ويژگيهاى ذاتى اوست همچنين فرمانبردارى نيز از خصايص ذاتى زن است و خصيصهاى است كه در وجود او به وديعت نهاده شده.
بسا از سوى مرد تجاوزات و تعدّياتى به حقوق زن مىشود، اديان آسمانى آمدهاند تا جلوى اين تجاوزات را بگيرند و براى فرمانروايى مرد و فرمانبرى زن حد و مرزى معين كنند.
از اينجا مىتوانيم مؤكّدا بگوييم كه اسلام وقتى حق رهبرى را در داخل/ ٧٤ خانواده به مرد اعطاء مىكند وضعى را كه بر مبناى فطرت آدميان رايج بوده مىپذيرد و تأييد مىكند. در واقع اسلام آن را ابداع نكرده بلكه آن را پذيرفته است تا زيربناى نظم و انضباط خانواده مستحكم گردد ولى براى آن محدودهاى قرار داده كه مرد حق تجاوز از آن را ندارد.
قرآن نظام را «قيام» مىنامد و نظامدهنده را «قيّم» و «قائم بالامر» و «قوّام» صيغه مبالغه قائم است ... (مثل ضارب و ضرّاب و صائم و صوّام)، قرآن واژه «قوّامون» را به كار برده تا بيان دارد كه تنظيم امور زنان به گونهاى مستمر بر عهده مردان است، به عبارت ديگر حاكى از مسئوليت تام آنهاست در كارى كه بر عهده دارند.
«الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ- مردان از آن جهت كه خدا بعضى را بر بعضى برترى داده است و از آن جهت كه از مال خود نفقه مىدهند بر زنان تسلط دارند.» قرآن در پاسخ مىگويد به دو سبب
١- به سبب كوششى كه مبذول مىدارند، در اثر اين كوشش برخى بر برخى ديگر در مراتب اجتماعى برترى مىيابند. بعضى توانگر مىشوند و بعضى فقير، بعضى اهل علم و تفكر مىشوند و بعضى كارگر و كارگزار ... بدين سبب كه مردان را سعى و تلاش بيشتر و كارهايى كه مىكنند سختتر است، بار مسئوليت را هم آنان به دوش مىكشند، نه زنان.
از آن جا كه ما تفاوتهاى ميان افراد را بر حسب تلاشهايى كه به كار