تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٦ - شرح آيات
مىداند كه عيسى هرگز چنين سخنى نگفته است ولى بارى تعالى از او مىپرسد تا براى ما بيان كند كه عيسى (ع) هم بايد پاسخگو باشد هر چند بنده مخلص خداست و بنده اوست و مبعوث بر مخلوق او پس حال ما مردم گنهكار چگونه است؟
«وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ- آن گاه خدا به عيسى بن مريم گفت: آيا تو به مردم گفتهاى كه مرا و مادرم را سواى اللَّه به خدايى گيريد؟» اين كسانى كه عيسى و مادرش را به خدايى برگزيدند مىخواستند از زير بار مسئوليت اعمالشان بگريزند به اين ادعاء كه عيسى و مادرش آنها را از عذاب خدا رهايى خواهند داد، هر چند مرتكب گناهان شوند. خداوند مىخواهد به آنها بگويد كه اين دو، بندهاى بيش نيستند و نمىتوانند با فرمان خدا مقابله كنند./ ٥٠١ وقتى كه عيسى چنين باشد آن ديگران كه مدعى پيروى از ايشان هستند چگونه خواهند بود.
«قالَ سُبْحانَكَ- گفت: به پاكى ياد مىكنم تو را.» يعنى تو برتر از آن هستى كه ديگرى جز تو پرستيده شود و والاتر از آنى كه كسى خود را همتاى تو بخواند.
«ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍ- نسزد مرا كه چيزى گويم كه سزاوار آن نباشم.» زيرا من فقط پيامبرى هستم كه از جانب تو بر مردم مبعوث شدهام و وظيفه رسول اين است كه مقيد به تعاليم كسى باشد كه او را به رسالت فرستاده است، بدون كم و زياد. حتى اگر هم كلام رسول بر حق باشد، وظيفهاش ايجاب مىكند كه از حدودى كه خداوند براى او مقرر داشته قدم بيرون ننهد. مثلا رسول خدا نمىتوانست كه آياتى از قرآن را پيش از موقع مقررش براى مردم بخواند، در حالى كه قرآن كلام مبين خداست.
«إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ- اگر من چنين گفته بودم تو خود مىدانستى، زيرا به آنچه در ضمير من مىگذرد دانايى و من از آنچه در ذات تو مىگذرد بىخبرم، زيرا