تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢ - پارهاى از حقوق زناشويى زن
در اينجا دسته سومى وجود ندارد و كسانى كه توبه را از امروز به فردا مىافكنند هرگز نمىتوانند تضمين كنند كه عمرشان يك پايان مىيابد و پيش از مرگشان توبه كنند. آرى اينان وقتى به مرگ يقين مىكنند كه مرگ حلقومشان را بفشارد و در چنين حالتى توبه سود نكند.
اينان همانند كافرانى هستند كه لحظاتى چند پيش از مرگ خود ايمان مىآورند از اين رو است كه قرآن آنان را با كافران به يك چوب مىراند
«وَ لَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً و نيز آنان كه كافر بميرند. براى اينان عذابى دردآور مهيا كردهايم.»
پارهاى از حقوق زناشويى زن
[١٩] در حصن خانواده بايد عدالت حكمفرما باشد زيرا اگر عدالت در خانواده حكمفرما باشد مىتواند در سراسر اجتماع هم حكمفرما باشد. بارزترين مظاهر عدالت حفظ حقوق زن است در ايام حيات و بعد از مرگ او. بنا بر اين نبايد حساب زن و مرد با يكديگر خلط شود، آن سان كه مرد بتواند پس از مرگ زن اموالش را بلع كند. مرد اندكى از دارايى زن خود را به ارث مىبرد، دارايى كه از ٤/ ١ كل اموال تجاوز نمىكند. بنا بر اين حق ندارد چنگ بر روى همه اموال او اندازد.
همچنين جايز نيست كه زن را تحت فشار قرار دهد آن سان كه پارهاى از حقوق خود يا همه آن را بپردازد/ ٤٤ تا بتواند خويشتن را از دام وحشت يك شوهر وحشى خوى نجات بخشد. (البته نوعى قانون در طلاق هست كه به «خلع» معروف است.
اين گونه طلاق بدين معنى است كه زن در برابر آزادى خويش از قيد زوجيت، از مهر خود صرف نظر كند) همچنين مرد حق ندارد زنان را- آن گونه كه در عصر جاهليت رسم بود- به ارث ببرد.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَ- اى كسانى كه ايمان آوردهايد شما را حلال نيست كه زنان را بر خلاف ميلشان به ارث ببريد. و تا قسمتى از آنچه را به آنها دادهايد